۲۰ قدم نوشتن کتاب: آموزش نویسندگی کتاب برای مبتدی‌ها

این مقاله از یک نویسنده موفق خارجی به نام «جِف گویینز» است که در آن درباره این که چگونه نویسندگی را شروع کنیم و اصول نوشتن کتاب، موارد مهم و جذابی را به علاقه‌­مندان به نویسندگی ارائه کرده است.

سرفصل‌­های اصلی این مقاله عبارتند از:

  • ۱۰ گام ساده برای نوشتن یک کتاب
  • چگونه نویسندگی را شروع کنیم؟
  • اصول نوشتن کتاب
  • دلیل این که اکثر افراد کتاب­‌های خود را تمام نمی‌­کنند
  • ۱۰ نکته دیگر از اصول نوشتن کتاب

۱۰ گام ساده برای نوشتن یک کتاب

به عنوان نویسنده پنج کتاب پرفروش، می‌­توانم بدون تردید به شما بگویم که سخت­‌ترین بخش از کار یک نویسنده، نشستن برای انجام این کار است، به رغم آن­چه که شما فکر می‌­کنید کتاب‌­ها خودشان را نمی­نویسند! شما باید تمام چیزی که هستید را در ایجاد یک بخش مهم از کار سرمایه­‌گذاری کنید.

من سال‌­ها رویای یک نویسنده حرفه­‌ای بودن را داشتم. من اعتقاد داشتم که چیزهای مهمی برای گفتن دارم که جهان نیاز به شنیدن دارد اما هنگامی که من به آن­چه که واقعا برای تبدیل شدن به یک نویسنده تصور می‌­شود نگاه می‌­کنم، متوجه می‌­شوم که روند پیشرفت چقدر متفاوت از انتظارات من بود.

شروع فقط نشستن برای نوشتن یک کتاب نیست. این کار چندان ساده نیست. شما یک جمله را بنویسید، سپس یک پاراگراف، بعد شاید اگر خوش‌شانس باشید، یک فصل کامل. نوشتن به نحو مناسبی در بخش‌­های کوچک اتفاق می‌­افتد و شروع می‌­شود.

راهکار شما پیچیده نیست. در یک زمان یک گام برمی‌­دارید و سپس گام­‌های دیگر را. هنگامی که به کتاب‌­هایی که نوشته‌­ام نگاه می‌­کنم، می‌­توانم بفهمم همانطور که من قبلا تصور می‌­کردم، روشی که این کتاب‌­ها نوشته شده‌اند، روش مسحورکننده‌­ای نیست.

نوشتن آسان است. همه چیزهایی که باید انجام دهید این است که کلمات اشتباه را حذف کنید.

“مارک تواین”

 

ایده برای نوشتن کتاب

چگونه نویسندگی را شروع کنیم؟

در این مقاله، مراحل اساسی را که برای نوشتن یک کتاب نیاز دارید به شما آموزش می‌­دهم. من به سختی کار کرده­‌ام تا این مطلب قابل هضم و فوق‌­العاده عملی باشد، پس می‌­توانید شروع به پیشرفت کنید.
اگر شما رویای نویسنده یک کتاب پرفروش مانند من را دارید و به دنبال یک طرح ساختاریافته در فرایند نوشتن هستید که راهنمای‌تان باشد، فرصت ویژه‌­ای را برای شما در پایان این مقاله دارم.

اما ابتدا اجازه دهید به این سوال پاسخ دهیم که برای نوشتن یک کتاب چه باید کرد؟ این کار در سه مرحله اتفاق می‌افتد:

شروع: شما باید شروع به نوشتن کنید. این به نظر واضح می‌رسد اما ممکن است گام نادیده گرفته شده در این روند باشد. برای اولین‌بار تصمیم بگیرید که چه چیزی می­‌خواهید بنویسید و چطور می‌­خواهید آن را بنویسید.

با انگیزه ماندن: هنگامی که شروع به نوشتن کنید، با شک و تردید و دستپاچگی و صدها دشمن دیگر مواجه خواهید شد. برنامه‌­ریزی برای جلوگیری از این موانع، تضمین می‌­کند که هنگام بروز این مشکلات تسلیم نخواهید شد.

پایان دادن: هیچ‌کس به کتاب نیمه تمام شما اهمیتی نمی‌­دهد. ما می‌­خواهیم آنچه که در واقع به اتمام رسانده‌­اید را بخوانیم، بدین معنی که مهم نیست چه باشد، چیزی که از شما یک نویسنده می‌­سازد توانایی شماست نه شروع یک پروژه، بلکه تکمیل آن است.

در ادامه ۱۰ نکته ساده خواهد آمد که در هر یک از این سه مرحله اصلی قرار دارند، به علاوه ۱۰ راهنمایی اضافی که امیدوارم به شما کمک کنند تا کتابی را که رویای نوشتنش را دارید به اتمام برسانید.

اصول نوشتن کتاب

اصول نوشتن کتاب

مرحله ۱: شروع به کار: همه ما باید از جایی شروع کنیم. در نوشتن یک کتاب، فاز اول شامل چهار بخش است:

  • تصمیم بگیرید که کتاب در مورد چه چیزی است؟

استدلال کتاب خود را در یک جمله بنویسید، سپس آن را به یک پاراگراف و سپس به یک طرح یک صفحه­ ای گسترش دهید. پس از آن، یک فهرست بنویسید تا شما را در هنگام نوشتن راهنمایی کند، سپس هر فصل را به چند قسمت تقسیم کنید. به آغاز، میانه و پایان کتاب خود فکر کنید. با این کار هر چیزی پیچیدگی خود را از دست خواهد داد.

  • هدف شمارش کلمه روزانه را آغاز کنید

جان گریشهام کار نوشتن خود را به عنوان وکیل و پدر جدید آغاز کرد (به عبارت دیگر او واقعا پرمشغله بود). با این وجود، هر روز صبح  یک یا دو ساعت زودتر بیدار شد و روزانه یک صفحه نوشت. پس از چند سال، او یک رمان داشت. یک صفحه در روز فقط حدود ۳۰۰ کلمه است. شما نیازی به زیاد نوشتن ندارید؛ شما فقط نیاز دارید که غالب اوقات بنویسید. تنظیم یک هدف روزانه شما را به هدف می‌­رساند. آن را کوچک و قابل اجرا کنید تا بتوانید هر روز به هدف خود برسید و شروع به حرکت کنید.

  • یک زمان برای کار روزانه بر روی کتاب خود تنظیم کنید

سازگاری خلاقیت را آسان‌­تر می‌کند. شما باید یک مهلت روزانه برای انجام کار خود داشته باشید (این بدین معنی است که شما نوشتن کتاب را کامل خواهید کرد). اگر خواستید، یک روز را آزاد کنید، اما برنامه را پیش از زمانش انجام دهید. هرگز اجازه ندهید مهلت تمام شود؛ به خودتان اجازه ندهید که به راحتی قلاب را رها کنید. تعیین یک مهلت روزانه و زمان نوشتن منظم، تضمین خواهد کرد که فکر نکنید که چه وقت باید بنویسید. وقتی زمان نوشتن است، زمان نوشتن است!

چگونه نویسندگی را شروع کنیم

  • همیشه در یک مکان بنویسید

مهم نیست که یک میز باشد یا یک رستوران یا میز آشپزخانه، فقط باید از جایی که شما فعالیت‌­های دیگر را انجام می‌­دهید متفاوت باشد. مکان نوشتن خودتان را در یک فضای خاص ایجاد کنید. بنابراین وقتی که وارد آن می‌­شوید، آماده کار هستید. این مکان باید تعهد شما برای پایان دادن به این کتاب را یادآوری کند. باز هم هدف اینجا این است که، فکر نمی‌­کنم و فقط شروع به نوشتن می­‌کنم.

مرحله ۲: انجام کار

حالا وقت آن رسیده است تا به انجام کار برسیم. در اینجا، ما قصد داریم روی سه نکته بعدی برای کمک به شما، در نوشتن کتاب تمرکز کنیم:

  • تعداد کل کلمات را تنظیم کنید

با در نظر گرفتن آخرش شروع کنید! هنگامی که شروع به نوشتن کردید، به تعداد کل کلمات برای کتاب خود نیاز دارید. به افزایش تعداد کلمات تا ۱۰ هزار کلمه فکر کنید و هر فصل را به اندازه تقریبا مساوی بنویسید. در اینجا برخی از اصول راهنمای کلی آمده است:

۱۰ هزار کلمه = جزوه یا مقاله تجاری. زمان مطالعه: ۳۰ تا۶۰ دقیقه.
۲۰ هزار کلمه = کتاب الکترونیکی کوتاه یا بیانیه. زمان مطالعه: ۱ تا ۲ ساعت.

۴۰ تا ۶۰ هزار کلمه = رمان کوتاه / کتاب غیرتخیلی استاندارد (مبتنی بر واقعیت­‌ها، حوادث و افراد واقعی مانند بیوگرافی یا تاریخ). نمونه آن رمان «گتسبی بزرگ» است. زمان مطالعه: ۳ تا ۴ ساعت.

۶۰ تا ۸۰ هزار کلمه = کتاب غیرتخیلی طولانی / رمان استاندارد طولانی. بیشتر کتاب­‌های «مالکوم گلَدوِل» متناسب با این محدوده هستند. زمان مطالعه: ۴ تا ۶ ساعت.

۸۰ تا ۱۰۰ هزار کلمه = کتاب غیرتخیلی بسیار طولانی / رمان طولانی. چهار ساعت کار در هفته در این محدوده قرار می‌­گیرد.

بیشتر از ۱۰۰ هزار کلمه = رمان حماسی / کتاب‌­های آموزشی / زندگی‌­نامه. زمان مطالعه: ۶ تا ۸ ساعت. بیوگرافی «استیو جابز» در این دسته قرار می‌­گیرد.

  • به مهلت­‌های هفتگی خود مراجعه کنید

شما به یک هدف هفتگی نیاز دارید. آن را تعداد کل کلمات قرار دهید تا همه چیز را هدفمند نگه دارید. در حالی که هنوز هم صادقانه در مورد اینکه چقدر کار برای انجام دادن باقی مانده است، پیشرفت‌تان را جشن بگیرید. شما نیاز به چیزی برای هدف و روشی برای اندازه­‌گیری خودتان دارید. این تنها راهی است که من تا به حال به انجام هر کاری رسیده­ام: با مهلت!

تست استعداد نویسندگی

  • بازخورد اولیه را دریافت کنید

هیچ چیزی بدتر از نوشتن یک کتاب و بعد مجبور شدن به بازنویسی آن نیست. زیرا شما هرگز به کسی اجازه نداده‌­اید که به آن نگاه کند! چند مشاور معتمد داشته باشید تا به شما در تشخیص آنچه ارزش نوشتن دارد کمک کنند، که می‌­توانند دوستان، سردبیران و خانواده باشند. فقط سعی کنید فردی را پیدا کنید که با دادن بازخورد صادقانه در ابتدا مطمئن شوید به مسیر درست هدایت شده‌­اید.

مرحله ۳: پایان دادن

چطور می‌­فهمید چه زمانی کار کتاب انجام می‌­شود؟ جواب کوتاه: واقعا نمی‌­دانید. بنابراین برای اتمام راحت فرایند نوشتن کتاب، این کارها را انجام دهید:

  • متعهد بودن به انجام کار

مهم نیست چه باشد، کتاب را تمام کنید! یک مهلت تنظیم کنید یا یک دوره برای خودتان داشته باشید. سپس آن را به جهان عرضه کنید؛ آن را برای ناشر ارسال کنید، در آمازون منتشر کنید، هر کاری که لازم است انجام دهید، برای ارائه­ آن به مردم است. فقط آن را در کشو خود قرار ندهید! بدترین چیز برای شما، یک‌بار ترک کردن چیزی است که نوشته شده است. این کار باعث می‌­شود که شما بهترین کار خودتان را انجام ندهید و به شما اجازه نخواهد داد که ایده­‌های خود را با جهان به اشتراک بگذارید.

  • پذیرفتن شکست

هنگامی که به پایان این پروژه نزدیک می‌­شوید، می­‌فهمید که این کار سخت خواهد بود و مطمئنا سردرگم خواهید شد یا اشتباه خواهید کرد. فقط با شکست مواجه شوید و خودتان را ببخشید. این همان چیزی است که شما را قوی خواهد کرد؛ عزم جدی برای ادامه دادن و نه استانداردهای بی‌­نظیری از تمامیت شما.

  • کتاب دیگری بنویسید

بیشتر نویسندگان از اولین کتاب خود خجالت می‌­کشند. من هم قطعا همینطور بودم اما بدون آن کتاب اول، شما هرگز درس­‌هایی را که ممکن است در غیر اینصورت از دست دهید، یاد نمی‌­گیرید. بنابراین، نتیجه زحمت و کارتان را در اینجا ارائه کنید، در ابتدا شکست بخورید اما دوباره تلاش کنید. این تنها راهی است که شما بهتر می­‌شوید. شما باید تمرین کنید، بدین معنا که باید نوشتن را ادامه دهید.

هر نویسنده از جایی شروع به کار کرده است و بسیاری از آن‌ها با به زور جا دادن نویسندگی در جاهای خالی زندگی روزمره‌­شان آغاز کردند. من هم همینطور شروع کردم و ممکن است که شما نیز از جایی شروع کنید. کسانی که این کار را انجام می‌­دهند آن‌هایی هستند که به طور مداوم و برای مدت طولانی این کار را می‌­کنند. شما هم می­‌توانید همین کار را انجام دهید.

دلیل این که اکثر افراد کتاب‌­های خود را تمام نمی­‌کنند

هر سال میلیون‌­ها کتاب ناتمام می­‌مانند. کتاب‌­هایی که می‌­توانند به مردم کمک کنند و زیبایی و دانایی را در جهان به وجود بیاورند اما این کتاب‌­ها هرگز بوجود نمی‌­آیند! در یک یا چند مورد، دلیل همیشه یکسان است: نویسنده دست از کار کشیده است.

شاید شما هم با این قضیه سروکار داشته‌­اید. شروع به نوشتن یک کتاب کرده اما هرگز آن را تکمیل نکردید. گیر کردید و نمی­‌دانستید که چطور کار را تمام کنید. یا نسخه خطی خود را تکمیل کردید اما نمی‌­دانستید بعد از آن چه کاری باید انجام دهید. بدتر از آن، شما کتابی را نوشتید، اما هیچ‌کس به آن توجه نکرد. هیچ کس آن را نخرید یا نخواند.

من قبلا در این موقعیت بوده­‌ام!

در حقیقت، اولین کتاب‌­هایی را که نوشتم اصلا این کار را نکردم؛ حتی با یک ناشر سنتی. سال­‌ها طول کشید تا این را یاد بگیرم، اما این جمله چیزی است که هیچ‌کس تا به حال به من نگفته است:

“قبل از اینکه بتوانید پرفروش­ترین کتاب را روانه بازار کنید، ابتدا باید آن را بنویسید.

جِف گویینز

کتاب ناتمام

منظور من این است که بسیاری از نویسندگان می‌­نشینند تا شاهکار خود را بنویسند، با فرض این که این همه آن چیزی است که وجود دارد. فقط بشین و بنویس! اما هنگامی که نویسندگان پرجایزه و موفق جهان را بررسی کردم، متوجه شدم که نوشتن شاهکار چیزی نیست که نویسندگان چیره ­دست انجام می‌دهند. آن‌­ها به نشستن برای نوشتن بسیار اهمیت می‌­دهند و اجازه ­می‌­دهند که کلمات جاری شوند.

همه نویسندگان بزرگ نیاز به سبکی دارند که می‌­توانند به آن اعتماد کنند. من و شما متفاوت نیستیم. اما دستیابی به سبک یک نویسنده که چطور پرفروش­ترین کتاب را پس از پرفروش­ترین کتاب قبلی می‌­نویسن، همیشه ساده­ نیست. بنابراین مجبور شدم سبک خودم را پیدا کنم و یک چارچوب صریح «نوشتن کتاب» ایجاد کنم که کار می‌کند. این چیزی است که من آن را «یک روش برای پرتیراژترین کتاب بنویس» می‌نامم که به من کمک می‌کند تا به یک کتاب نوشته شده و آماده برای ارائه کردن برسم.

این بخشی است که من هرگز در هیچ یک از کلاس‌­ها نیاموختم. تولید کاری که به فروش برسد، فقط نوشتن چیزی که شما فکر می‌­کنید خوب است، نیست. پیدا کردن ایده‌ه­ای است که هم شما و هم مخاطبان را هیجان­ زده کند. تعمق و تفکر از آغاز تا انتهای کل فرآیند و در عین حال داشتن مسئولیت­‌پذیری مناسب برای ادامه دادن است.

به عبارت دیگر، فرایند نوشتن مهم است، خیلی مهم است. شما نه تنها باید کتاب خود را کامل کنید، بلکه باید چیزی که ارزش خرید دارد را بنویسید. اگر می‌­خواهید شانس خود را برای اتمام کتاب‌تان به حداکثر برسانید، به یک طرح محک زده شده نیاز دارید.

نوشتن کتاب زندگی من را تغییر داده است. به من کمک کرد تا تفکرم را توضیح بدهم، شغلم به عنوان نویسنده را پیدا کنم و فرصتی بی‌پایان برای تاثیرگذاری بر دنیا و ساختن زندگی برای خانواده‌­ام فراهم کنم.

۱۰ نکته دیگر از اصول نوشتن کتاب

اگر برای کمک به انگیزه نیاز به کمک دارید، در اینجا ۱۰ راهنمایی دیگر برای کمک به شما در انجام این روند آورده‌­ایم:

  • فقط یک فصل را در یک زمان بنویسید

یک رمان بنویسید و منتشر کنید، یک فصل را در یک زمان بنویسید و با مخاطبین لیست ایمیل خود را به اشتراک بگذارید.

نکته اصول نوشتن کتاب

  • یک کتاب کوتاه‌­تر بنویسید

ایده نوشتن یک شاهکار ۵۰۰ صفحه­‌ای می‌­تواند بی­‌حس­‌کننده باشد. در عوض، یک کتاب کوتاه از اشعار یا داستان‌­ها بنویسید. پروژه‌های بلند دلهره‌­آور هستند، با کوچک شروع کن!

  • یک وبلاگ برای دریافت بازخورد بسازید

دریافت بازخورد در اوایل کار و غالب اوقات، به از بین رفتن دستپاچگی شما کمک می­‌کند. از یک وب‌سایت برای نوشتن یک فصل از کتاب‌تان استفاده و سپس در نهایت تمام پست‌­ها را در یک کتاب هارد کپی منتشر کنید، که کمی متفاوت از وبلاگ‌نویسی مرسوم است، اما مفاهیم مشابه به کار برده می‌­شوند.

  • فهرست الهام‌بخش را ادامه دهید

برای حفظ ایده‌­های جدید، به فهرست نیاز دارید. به طور مداوم آن را بخوانید و از یک برنامه برای سازماندهی و پیدا کردن محتوایی که تولید کرده­‌اید استفاده کنید. من از Evernote استفاده می‌­کنم، اما شما از برنامه مربوط به خودتان استفاده کنید.

  • بازنویسی یک مجله

مطالب مجله را در فرمت یک کتاب بسیار جلا داده شده بازنویسی کنید، اما از بعضی فتوکپی‌­ها یا اسکن صفحات مجله به عنوان تصاویر در کتاب استفاده کنید. شما حتی می‌­توانید نسخه­‌های لوکس را که با نسخه­‌های فتوکپی مجله چاپ شده‌اند، به فروش برسانید.

  • نوشتن مداوم

بعضی روزها، نوشتن آسان و بعضی روزها، این کار فوق‌العاده سخت است. حقیقت این است: الهام تنها یک محصول جانبی از کار دشوار شماست. شما نمی‌­توانید منتظر الهام و القا برای نوشتن باشید.

  • شکست­‌های مکرر را از میان بردارید

نیل فیور، نویسنده «عادت جدید» می‌­گوید: «یکی از دلایل اصلی که ما مجددا متوقف می‌­شویم این است که به‌واسطه استرس، به ما پاداش موقتی می‌­دهد.» اگر شما به طور مداوم در مورد کتاب ناتمام‌­تان پریشان هستید، در نهایت مشغول نقض کردن برنامه‌­تان خواهید بود.

در عوض، از قبل برای وقفه‌­ها برنامه و آمادگی داشته باشید؛ وقفه­‌های دقیقه‌­ای، ساعتی، یا حتی چند روزه.

  • حواس‌­پرتی را از میان بردارید

ابزارهایی مانند Bear یا Scrivener را امتحان کنید تا بتوانید در یک محیط کاملا عاری از حواس­‌پرتی بنویسید. به این ترتیب، ایمیل، فیسبوک و توییتر حواس شما را پرت نخواهد کرد.

  • جایی که دیگران مشغول نوشتن (یا کارکردن) هستند بنویسید

اگر با ثابت قدم بودن در نوشتن مشکل دارید، در جایی بنویسید که دیگران هم کار می‌­کنند. یک کافی­‌شاپ یا کتابخانه که در آن عملا مردم مشغول کار هستند (نه کار اجتماعی) می‌­تواند به شما کمک کند. اگر در جایی هستید که دیگران مشغول انجام کارها هستند، شما چاره­‌ای جز پیوستن به آن‌­ها ندارید.

نوشتن در کتابخانه

  • به هنگام نوشتن ویرایش نکنید

در عوض، ابتدا بدون قضاوت بنویسید، سپس به عقب برگردید و بعدا ویرایش کنید. در این صورت با جریان بهتری به نوشتن ادامه خواهید داد و با انتقاد مداوم از کار خود، متوقف نخواهید شد و هنگامی که زمان آن برسد؛ نوشته بیشتری برای ویرایش کردن خواهید داشت.

البته شاید بد نباشد در اولین قدم برای درک آن که آیا می‌توانید به رویای نویسنده شدن دست پیدا کنید یا خیر؟ در حضور یک نویسنده معتبر یک تست استعداد نویسندگی بدهید. به هر حال اگر در تست استعداد نویسندگی مورد قبول واقع شوید، ایده برای نوشتن کتاب بسیار زیاد است. کافی است یکی از آن‌ها را انتخاب کرده و شروع به نوشتن کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *