هر آنچه که باید درباره اهداف تجاری استارتاپ بدانید

اهداف تجاری استارتاپ، دلیل وجود داشتن و رشد آن کسب‌وکار هستند.

اهداف تجاری استارتاپ

در یک استارتاپ هزاران کار وجود دارد که باید انجام شود. یکی از راه‌های موفقیت یک استارتاپ، صرف وقت روی کارهای مهم است. کارهای مهم برای استارتاپ به کارهایی گفته می‌شود که آن را به اهداف مشخص شده خود نزدیک می‌کنند. بنیان‌گذاران یک استارتاپ، برای مشخص کردن اهداف خود ابتدا باید با انواع اهداف یک استارتاپ آشنا شوند. 

ساده‌ترین تعریف برای اهداف تجاری این است که هدف تجاری یک استارتاپ، دلیل وجود داشتن این استارتاپ است. چه چیزی باعث می‌شود که شما یک کسب‌وکار را راه‌اندازی کنید؟ پاسخ دادن به این سوال اولین و مهم‌ترین گام برای رشد کسب‌وکار است. 

همچنین بخوانید :  کار کردن در یک استارت آپ چه سختی‌هایی دارد؟

انواع اهداف تجاری

قطعا انواع مختلفی از اهداف تجاری وجود دارد که در ابتدا باید با آن‌ها آشنا شوید تا بتوانید اولویت‌های خود را مشخص کنید و اهداف استارتاپ خود را مشخص کنید. انواع اهداف تجاری عبارت‌اند از:

۱- اهداف مالی

ایجاد اهداف مالی در اغلب موارد برای کارآفرینان، اولین بخش از اقدامات آن‌ها هنگام ایجاد برنامه‌های مختلف است. این موضوع به‌ویژه برای استارتاپ‌ها و کسب ‌و کارهای کوچک اهمیت بیشتری دارد؛ زیرا جریان پول نقد آن‌ها در ماه‌ها و سال‌های اولیه نوسان زیادی دارد. 

امور مالی یکی از قابل‌اعتماد‌ترین معیارهایی است که به شما کمک می‌کند تا متوجه شوید که کسب‌وکارتان تا چه اندازه در یک بازه زمانی مشخص رشد کرده است یا مشتریان شما در یک بازه چه‌قدر رشد کرده‌اند. 

۲- اهداف منابع انسانی

اهداف منابع انسانی به همه موضوعاتی گفته می‌شود که با نیروی انسانی شما مرتبط باشد؛ برای مثال سایز و اندازه تیم شما، تخصص‌های ویژه‌ای که اعضای تیم باید داشته باشند و برنامه‌های آموزشی که برای آن‌ها فراهم می‌کنید. 

اولین سال‌های یک استارتاپ برای ایجاد کردن هویت برند بسیار حیاتی و مهم است.

۳- اهداف برند

اولین سال‌های یک استارتاپ برای ایجاد کردن هویت برند بسیار حیاتی و مهم است. محصولات و خدماتی که استارتاپ شما ارائه می‌دهد، تنها راه جذب مخاطبان و مشتریان بالقوه نیست. ایجاد اهداف برند، یکی از راه‌های برقراری ارتباط بیشتر با مشتریان از طریق ارزش‌های مشترک و رشد کسب‌وکار است. برای مثال، Hubstaff یک اپلیکیشن ردیابی و مدیریت زمان است؛ اما به عنوان شرکتی شناخته می‌شود که آزادی کارمندان را یک ارزش اصلی در کسب‌وکار می‌داند. 

۴- اهداف محصول

هدف از تعیین اهداف محصول، کمک به توسعه محصولات و خدمات یک کسب‌وکار است؛ در واقع از این طریق می‌توان اصلی‌ترین پیشران کسب‌وکار به سمت جلو را شناسایی و تقویت کرد. برای مثال اگر کسب‌وکار شما یک نرم‌افزار به‌عنوان خدمت (SaaS) است، هدف محصول شما می‌تواند تهیه یک لیست از ویژگی‌هایی باشد که نرم‌افزار شما باید بعد از یک یا ۲ سال آن‌ها را داشته باشد. 

انواع مختلف اهداف تجاری استارتاپ که در بالا به آن‌ها اشاره کردیم، به شما کمک می‌کنند که اولویت‌های کسب‌وکار خود را مشخص کنید. شما می‌توانید از این اهداف تجاری به عنوان یک منبع برای تنظیمات و تصمیمات آینده استفاده کنید و این اهداف نیز می‌توانند در ساختن استراتژی‌های درست برای رسیدن به اهداف کسب‌وکار به شما کمک کنند. 

همچنین بخوانید :  مدلهای کسب و کار اینترنتی ( 9 مدل + نمونه انجام شده در ایران)
انواع اهداف تجاری

اهداف تجاری استارتاپ

روشی اثبات شده برای اولویت‌بندی اهداف

نظریه محدودیت، الگویی است که به شما کمک می‌کند تا با کمک گرفتن از محدودیت‌های خود، اهداف را اولویت‌بندی کنید. با استفاده از این نظریه می‌توانید از طریق مدیریت اولویت‌های خود، به اهداف کسب‌وکار خود برسید. 

نظریه محدودیت (Theory of Constraints) یک ماتریس اولویت‌بندی اهداف کسب‌وکار است که تمام کارها و وظایف را به سمت رسیدن به اهداف مرتب می‌کند و در نهایت با ترکیب تمام آن‌ها، کسب‌وکار را به سمت یک هدف اصلی هدایت می‌کند.

زمانی که شما اهداف کسب‌وکار خود را مشخص می‌کنید، می‌توانید شروع به اجرا و توسعه اقداماتی کنید که برای رسیدن به اهداف ضروری هستند. هر یک از این اقدامات باید به صورت مستقیم به اهداف شما مرتبط باشند. 

کلید تسلط بر این فرآیند این است که وظایف مرتبط با اهداف اصلی کسب‌وکارتان را شناسایی و تکمیل کنید. در ادامه این مطلب، یک دستورالعمل سریع برای شناسایی وظایف درستی که باید روی آن‌ها تمرکز کنید را بررسی می‌کنیم که به شما کمک می‌کند تا به هدف نهایی خود برسید. 

کلید استفاده کردن از نظریه محدودیت، شناسایی و از بین بردن «مسدود‌کننده‌ها» در کسب‌وکارتان است.

چگونه با استفاده از نظریه محدودیت، به اهداف تجاری خود برسیم؟

کاربرد سنتی نظریه محدودیت، برای کارخانه‌ها و کسب‌وکارهای بزرگی است که تعلقات پیچیده‌ای دارند؛ اما نمونه ساده شده این نظریه می‌تواند به‌راحتی روی استارتاپ‌ها و کسب‌وکارهای کوچک اجرا شود. این ماتریس اولویت‌بندی اهداف کسب‌وکار اگر به درستی اجرا شود، می‌تواند مزایای بسیار زیادی برای کسب‌وکار شما داشته باشد. 

کلید استفاده کردن از نظریه محدودیت، شناسایی و از بین بردن «مسدود‌کننده‌ها» در کسب‌وکارتان است. اگر بتوانید این کار را به درستی انجام دهید، می‌توانید خروجی کسب‌وکار خود را افزایش دهید و عوامل مزاحم برای رسیدن به اهداف خود را حذف کنید. 

مسدود‌کننده‌ها، مواردی هستند که بین شما و اهدافتان قرار دارند و مانع از رسیدن شما به آن‌ها می‌شوند. شناسایی صحیح این مسدود‌کننده‌ها، یک چالش است. در این بخش یک تمرین ساده را با هم انجام می‌دهیم تا بتوانید با استفاده از آن، مسدود‌کننده‌ها را در کسب‌وکار خود شناسایی کنید و برای از بین بردن آن‌ها برنامه ‌ریزی کنید. در انتهای این مقاله می‌توانید به‌راحتی اهداف کسب‌وکار خود را شناسایی کنید. 

استفاده از نظریه محدودیت برای رسیدن به اهداف تجاری خود

اهداف تجاری استارتاپ

۱- گام اول: هدف یک سال آینده خود را تعریف کنید

در سراسر اینترنت، مطالب و نکات زیادی درباره تعیین کردن اهداف کسب‌وکار وجود دارد و در این بخش تنها به چند نکته مهم اشاره می‌کنیم:

۱- این هدف هر چیزی می‌تواند باشد؛ برای مثال استخدام ۷ نفر از با‌استعدادترین افراد در زمینه کاری خودتان، دریافت لیدهای بیشتر، افزایش درآمد، جذب مشتریان بیشتر، کاهش استرس کاری در محیط کار یا هر چیزی که به موفقیت کسب‌وکار منجر شود. 

۲- شما باید زنده باشید، نفس بکشید و به هدف خود ایمان داشته باشید. اعتقاد داشتن به هدف، باعث می‌شود که شما آن را واقعی فرض کنید و ناخودآگاه به سمت عملی کردن آن حرکت کنید. برای مثال زمانی که ایمان داشته باشید که یک کارآفرین هستید، مانند یک کارآفرین رفتار خواهید کرد و در نهایت کارآفرین خواهید شد. فراموش نکنید که باید هدف خود را به درستی تجسم کنید. 

۳- کسب‌وکار شما باید به صورت منظم این هدف را بازنگری کند؛ برای مثال ماهانه، روزانه و حتی هر ساعت. هر کاری که انجام می‌دهید باید با این هدف مرتبط و در راستای رسیدن به آن باشد. وظایفی را که به صورت مستقیم با هدف شما در ارتباط نیستند رها کنید. 

هدف شما باید قابل‌دسترس، خواستنی و باورپذیر باشد.

۴- هدف شما باید:

  • قابل‌دسترس باشد: هدف، یک نیروی پیشران قدرتمند است؛ اما زمانی که با واقعیت ترکیب شود نتیجه فوق‌العاده‌ای خواهد داشت. 
  • خواستنی باشد: شما باید از صمیم قلب هدف خود را دوست داشته باشید و تمایل داشته باشید که زمان و تلاش خود را وقف آن کنید.
  • باورپذیر باشد: شما باید اعتماد ‌به ‌نفس کافی برای رسیدن به آن را داشته باشید. 

با در نظر گرفتن این نکات می‌توانید راحت‌تر روی اهداف خود تمرکز کنید. 

همچنین بخوانید :  ۹ روش نوآورانه برای خلق سرنخ (Lead) از طریق وب‌سایت

۲- گام دوم: لیستی از مسدود‌کننده‌ها تهیه کنید

یک لیست از تمام موانعی که در حال حاضر از رسیدن شما به اهدافتان جلوگیری می‌کنند تهیه کنید. با برگزاری یک جلسه شبیه طوفان مغزی نیز می‌توانید این موانع را شناسایی کنید. فکر کردن به این موانع و اتمام این مرحله، ممکن است زمان زیادی از شما بگیرد. زمان کافی را برای این مرحله صرف کنید و به خوبی به این موانع فکر کنید. 

لیستی از مسدود‌کننده‌ها درباره اهداف تجاری استارتاپ

لیستی از مسدود‌کننده‌ها درباره اهداف تجاری استارتاپ

۳- گام سوم: مسدودکننده‌ها را متضاد کنید (اهداف ۹۰ روزه)

در گام بعدی باید تمام موانع خود را متضاد و مثبت کنید؛ یعنی آن را به حالت ایده‌آل تبدیل کنید. برای مثال ممکن است یکی از موانع شما این باشد که هیچ نسخه‌ آزمایشی از محصول خود منتشر نکرده‌اید؛ به همین دلیل مشترکین زیادی نیز جذب نکرده‌اید. برعکس این مسدود‌کننده، به این صورت می‌شود: «شما یک نسخه آزمایشی دارید که به ۳۵ درصد نرخ تبدیل رسیده است (فرض کنید اکنون نرخ تبدیل ۲۰ درصد دارید و این عدد هدف شما است)».

این جملات مثبت و ایده‌آل، اهداف میانی شما می‌شوند.

این جملات مثبت و ایده‌آل، اهداف میانی شما می‌شوند و می‌توانید آن‌ها را به عنوان اهداف ۹۰ روزه در نظر بگیرید. رسیدن به این اهداف کمی سخت است؛ پس بهتر است کمی زمان به خودتان بدهید. با نوشتن این جملات متوجه می‌شوید که باید به چه بخش‌هایی در کسب‌وکار خود توجه و روی آن‌ها کار کنید. 

۴- گام چهارم: پروژه‌های ۳۰ روزه را مشخص کنید

اکثریت کار شما در این بخش قرار خواهد گرفت. همچنین در این بخش موارد زیادی کشف خواهند شد و سود و مزایا شناسایی خواهند شد. در این مرحله باید جلسات طوفان فکری برگزار کنید تا بتوانید راه‌ها و سناریوهای مختلف برای رسیدن به جملات ایده‌آل مرحله قبل را پیدا کنید. از خودتان بپرسید «من چگونه می‌توانم این جمله را در کسب‌وکارم عملی کنم؟» بعد از مشخص کردن اقدامات لازم، باید آن‌ها را در یک ماه انجام دهید. 

در مثال مرحله قبل، برای اینکه کسب‌وکار از نرخ تبدیل ۲۰ درصد به ۳۵ درصد برسد می‌تواند کارهای زیر را انجام دهد:

  • با هر یک از کاربران نسخه آزمایشی تماس بگیرید.
  • بررسی کند که افراد درستی در نسخه آزمایشی عضو شده باشند.
  • و …

۵- گام پنجم: لیست وظایف را مشخص کنید

در این مرحله باید تمام کارهای لازم برای انجام دادن پروژه‌هایی که در مرحله قبل مشخص شدند را یادداشت کنید. این کارها را بر اساس روزهای مختلف یادداشت کنید؛ یعنی مشخص کنید که در هر روز باید چه کارهایی انجام دهید. در این مرحله کارهای زیادی مشخص می‌شوند و حتما باید آن‌ها را مکتوب کنید تا در آینده بتوانید وظایف را بازنگری کنید. بهتر است کارهای خود را اولویت‌بندی کنید و مطمئن شوید که کارهای مهم انجام شده‌اند. 

همچنین بخوانید :  ۵ مرحله توسعه تیم که مدیران باید بدانند
به این نوشته امتیاز دهید
[تعداد: 0   میانگین: 0/5]

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *