مصاحبه با محمدپیام بهرام‌پور

در گفت‌وگویی با آقای محمد‌پیام بهرام پور استاد سخنرانی و فن‌بیان به موضوع یادگیری پرداختیم.

سلام عرض می‌کنم خدمت اعضای محترم مطالعه شریف

در خدمت دوست عزیزم آقای محمدپیام بهرام‌پور هستم و می‌خواستم از این فرصت استفاده کنم و یک گپ‌وگفت خودمونی با هم داشته باشیم.

بفرمایید آقای بهرام‌پور

خوب من اول باید بگم این فرصتی که شما می‌گید چه فرصتیه، تشریف آوردین مهمونی و دارین فایل ضبط می‌کنین برای سایت‌تون، خیلی معلومه اعضای سایت‌تون رو دوست داریم و خیلی خوشحالم در خدمت شما هستم. ممنونم که تشریف آوردین و منم خوشحالم که با اعضای سایت مطالعه شریف دارم صحبت می‌کنم.

خواهش می‌کنم، محمد عزیز عرض کنم خدمتت که توی دوستان وقتی که داشتم نگاه می‌کردم تو جز آدم‌هایی هستی که خیلی علاقه‌مند به کتاب و یادگیری هستی می‌خوام نظرتو راجع به یادگیری بدونم. یعنی واقعا به چه چیزی میگی یادگیری؟

من به هر چیزی که تو مدرسه آموزش داده نشه میگم یادگیری!

خوب یه ذره واضح‌تر برامون توضیح میدی؟ یعنی چی دقیقا؟

هر چیزی که در مدرسه و دانشگاه آموزش داده نشه میگم یادگیری و دقیق ترش احتمالا این هستش که اون چیزی که ما نیاز داریم را بیاموزیم، یعنی یادگیری به نظر من یعنی بروز رفتار مناسب در زمان مناسب نه حفظ کردن یه سری اطلاعات که شاید یه روزی به دردمون بخوره.

خوب الان منظورت اینه که مثلا دوازده سالی که ما رفتیم صبحا مدرسه، وقت گذاشتیم خیلی از درس‌ها رو خوندیم، ریاضی خوندیم، جغرافی خوندیم، تاریخ خوندیم، ادبیات خوندیم، راجع به اینا چه نظری داری؟

خوب همیشه اینو بارها گفتم تو همه سمینارام تقریبا یه قسمتی حداقل راجع به مدرسه دارم میگم که هیچ فایده مستقیمی نداره یا این‌طوری بگم نه که هیچ فایده‌ای نداره؛ ببین شما فرض کن مثلا یه تانک داری بعد با این تانک صبح می‌ری نونوایی نون می‌خری و برمی‌گردی، یعنی آموزش و پرورش این‌قدر قدرتمنده اما شما باهاش یه کار فوق‌العاده پیش پا افتاده و مسخره انجام می‌دی، به نظر من سیستم آموزشی ما این شکلیه، مثلا همون تاریخی که شما مثال زدید، یه بحث تاریخی که یادت هست و بگو، یه مثال بزن.

دوره هخامنشیان، ساسانیان و دوره‌های دیگه‌ای که داشتیم و خوندیم.

خوب حالا این چه چیزی رو به شما اضافه می‌کنه؟

من خودم نظر شخصیمو اگه بخوام بگم من موافق تاریخم، فکر می‌کنم آدم‌ها و ملت‌ها باید تاریخ خودشونو بدونند، بدونند کی بوند، کجا بودند، چیکار کردند، الان کجاند و کجا می‌خواند برند و اگه ملتی تاریخ خودشو ندونه دوباره اونو تکرارش می‌کنه.

آره. خوب، حالا آیا این به معنی اینه که ما تاریخ خودمونو می‌دونیم یا حفظ کردیم؟

از این جنبه من منتقد آموزش و پرورشم به این دلیل که اطلاعاتو ما فقط حفظ کردیم در صورتی که حفظ کردن اطلاعات شاید صد سال هست توی دنیا منسوخ شده و دیگه روی حفظ کردن خیلی فشار نمی‌یارن.

خوب دقیقا همینه صحبت منم، قرار نیست آموزش و پرورش نباشه، هر چند مثلا افرادی مثل ایمان ایلیچ معتقدند به مدرسه زدایی کلا و اعتقاد دارند که چیز بیخودیه.

به هر حال حالا ما اینقدر تندرو شاید نباید باشیم الان تو این فضایی که وجود داره، صحبت این هستش که ما چیزهایی رو که لازم داریم باید بدونیم نه چیزهایی که هیچ احتیاجی بهش نداریم. مثلا شما یه قومی رو خوندید احتمالا تو تاریخ به اسم آق قویونولوها و قراقویونولوها یادت هست اصلا یا نه؟

بله

خوب این قوم چه چیزی به شما اضافه می‌کنه وقتی حفظ می‌کنی که از چه سالی تا چه سالی بودند و به کیا حمله کردند و چه اتفاقی افتاده؟

خوب پیام عزیز، منم موافق نظر توام ولی میخوام یه چیزی رم منصفانه بهش نگاه کنیم، خیلی از آدم‌هایی که من می‌شناسم حداقل و توی دوران تحصیلم باهاشون همکلاسی بودم، هم رشته‌ای بودم، هم دانشگاهی بودم و آدم‌هایی شدند امروز حرفی برای گفتن دارن و دارن یه جورایی خدمت می‌کنن، وظیفشون رو نسبت به این مملکت انجام می‌دن، اینام ماحصل و خروجی همین سیستم آموزش پرورش و همین سیستم آموزش عالی‌اند.

آره خوب دقیقا هم همینه، یه تعداد خیلی محدودی یاد می‌گیرند با این تانک می‌شه کاری به غیر از صبح رفتن نون خریدن هم انجام داد ولی اگه یه نسبت کل بگیریم مثلا اینکه من فکر می‌کنم دو سه سال پیش بود داشتم نگاه می‌کردم میانگین درصدی که بچه‌های انسانی تو رشته درس ریاضی می‌زنند منفیه.

بله دقیقا!

خوب پس نمی‌تونیم بگیم لزوما شاید دوستای شما دوستای خاصی‌اند حداقل من وقتی دارم تو جامعه نگاه می‌کنم نه آموزش و پرورش خروجی نداره اون اثر آموزش‌های دیگه‌ای میتونه باشه یا پرورش ناشی از یه سری اتفاقات دیگه تو مدرسه.

ولی لزوما این مطالب درسیو به هر آدمی که یه مقدار فلسفه تعلیم و تربیت بدونه یا موضوعات مربوط به طراحی آموزشیو بدونه مثل خودت، خودتم همیشه معتقدش بودی رو هستی، می‌دونی که حجم اطلاعات بسیار زیاد که کاملا غیرکاربردی هستند.

ببین مثلا همین تاریخ رو منم یه قسمتی تو کلاس فن‌بیانم می‌گم؛ مثلا میام مغول‌ها رو میگم با استناد به چیزی که محمد تقی بهار تو کتاب صرف شناسیش میگه و میگم این حمله مغول‌ها چه بلایی سر فن‌بیان ما ایرانی‌ها آورده.

باعث شده که مدل صحبت کردنمون جدیده جدیده و ناله گونه و حیلت گرایانه بشه، این تعبیریه که ملک الشعرای بهار استفاده می‌کنه.

خوب وقتی اون سیر تاریخی رو بدونیم، دلیلشو بدونیم و بعد بدونیم به این روز افتاده، ده نسل ما یعنی اون سی‌صد سالی که مغول بوده می‌شه ده نسل، ده نسل این‌طوری صحبت کردند و همین‌طور به ما هم منتقل شده حالا این میشه کاربردی یعنی من حالا می‌دونم اینو باید تغییر بدم یا بدونیم همیشه ما ایرانی‌ها کجا ضربه خوردیم تو تاریخ؟

همیشه جایی بوده که با هم نبودیم، وقتی با هم بودیم دشمن خارجی معمولا کاری نتونسته بکنه، وقتی تفرقه بین ما بوده این اتفاق افتاده.

ولی ما هیچوقت اینو ندونستیم، همیشه حفظ کردیم، فلانی از این سال تا این سال حکومت کرد، فلانی از اون سال تا این سال، بیشتر صحبت اینه دیدگاه من اینه.

بله دقیقا باهات موافقم

زودتر از دیگران در سمینار معارفه آکادمی شرکت کنید

خوب پیام می‌خوام یه ذره بحثو تغییرش بدم اگه موافق باشی می‌خوام بهم بگی که چه آیتمی کمک کرده، من وقتی باهات صحبت می‌کنم لذت می‌برم از اطلاعاتی که داری، مسلما اینارو تو مدرسه و دانشگاه بهت یاد ندادند، این آیتم تمایز تو، تو چیه؟ تو خودت چی راجع بهش فکر می‌کنی؟

یه مقدار دقیق‌تر میگی، یعنی تو چه حیطه‌ای منظورته؟

وقتی باهات می‌شینم صحبت می‌کنم راجع به حالا موضوعاتی که با هم بحث می‌کنیم خوب این یه سری اطلاعات داری این اطلاعاتو دقیقا از کجا به دست می‌یاری؟

ببین من هیچ وقت نمی‌رم مثلا بگم که خوب الان باید برم جغرافیا یاد بگیرم، الان باید برم فیزیک یاد بگیرم، همیشه یه نیازی در من بوده و می‌دیدم این اتفاقی که داره تو زندگیم میافته مثل همیشه خوب انجام نمی‌شه یا کلا از اول خوب انجام نمی‌شه.

مثلا می‌گم دارم نگاه می‌کنم می‌بینم درآمدم کمه، هیچ وقت من نمی‌رم کلاس بازاریابی بی‌هدف، نگاه می‌کنم ببینم درآمدم نسبت به زحمتم کمه اون وقت می‌رم یاد می‌گیرم می‌بینم که تو مدیریت مشکل دارم، تو بازاریابی مشکل دارم، تو تبلیغ نویسی مشکل دارم، تو همه اینا مشکل دارم، حالا میرم یاد می‌گیرم و دونه‌دونه این‌ها رو اجرا می‌کنم.

یعنی من اعتقاد دارم آموزش باید براساس نیاز ما باشه یه نیازی که الان داریم و در آینده خواهیم داشت چیزی غیر از این باشه هیچ وقت شما نمی‌تونید راحت اونو به دیگران منتقل کنید می‌شی مثل خیلی از استادای دانشگاه خودت دیدی یعنی خودت این‌ها رو به من گفتی که سر کلاسشون خوابت می‌گیره.

آره که خوابمون می‌گیره با هم یا مثلا با هم صحبت می‌کنیم یا بازی هایی هستند می‌شه با هم انجام داد ایکس او و اینا کارای خیلی مفیدتریه یه چنین چیزی می‌شه دیگه، یعنی خودت باور نداری به اون حرف.

خوب من خیلی دیدم تو آدم کتابخونی هستی، یه ذرم راجع به این برامون توضیح بده؟

اونو که خودت باید بگی دیگه، تخصص خودته و کاری که خودت داری آموزش میدی و منم ازت یاد گرفتم و یاد می‌گیرمو استفاده‌ام می‌کنم همیشه.

خوب این علاقه به کتاب خوندنه حتما در تو وجود داشته، این نشات گرفته از چه چیزی بوده؟

ببین راستش علاقه کتاب خوندنه تو من وجود نداشته، علاقه درسای مدرسه رو نخوندن بود از بچگی تو من بود تنها راهی که می‌تونستم باهاش خانواده رو مجاب کنم کتاب‌های دیگه بود بنابراین با کتاب‌های دیگه فرار می‌کردم از این سیستم آموزشی و بعد از یه مدت دیدم نه، یه چیزایی تو اون کتاب‌ها پیدا می‌شه که می‌تونه آدمو واقعا تو هر حیطه‌ای متمایز کنه. توی اخلاق، توی کسب‌وکار، توی مدل حرف زدن، توی دانشی که داری و خیلی چیزای دیگه می‌تونه آدمو متمایز کنه این به نظر من خیلی قشنگه.

خوب حالا می‌تونم نظر خودتم بدونم، راجع به همین سوال؟

من راسیاتش از موقعی که یادم میاد حداقل از دوم راهنمایی که بودم اولین کتاب رو خریدم با پول تو جیبی خودم خریدم و شروع کردم به خوندن.

خیلیم ازش لذت بردم، من از همون موقع چیزی که یادمه خوب کتابایی دارم که ۲۰ تا تک تومنی خریدم یا ۱۵ تا تک تومنی خریدم مربوط به اون سال‌ها.

همیشه لذت بردم وقتی خوندمشون یه چیزایی یاد گرفتم، با ذهنیت همون موقع خودم، الان اون کتاب‌ها رو می‌خونم یه چیزای دیگه‌ای ازش می‌فهمم که اون موقع هیچی ازش متوجه نمی‌شدم اصلا.

می‌تونم بدونم اولین کتابت چی بود؟   

اولین کتاب دقیقا الان حضور ذهن ندارم ولی حداقل ۲۰، ۳۰ جلد کتاب‌های خیلی قدیمی مربوط به اون سال رو دارم که با قیمت‌های خیلی‌خیلی ارزون خریدم برام خیلی جذابه نگاه می‌کنم مثلا کتابی خریدم، ۱۵ تومن، ۲۰ تومن، ۲۵ تومن و اون موقع با این پول‌ها کتاب می‌دادن.

الان سکه بهت می‌دن.

تلفنم دیگه نمی‌شه زد نه؟ فکر کنم هیچ کاری نمی‌شه کرد.

می‌تونی جمع کنی بعدا با مجموع اون‌ها مثلا پفکی چیزی تهیه کنی.

حالا به هر صورت من اعتقاد دارم کتاب باید خیلی گرون باشه، یه خورده بدجنسانه است‌ها ولی به نظر من کتاب باید گرون باشه کلا.

تنها با یک کلیک فرصتی جدید برای خودت رقم بزن

توی کشورای دیگم حالا تا اونجا که من اطلاع دارم نویسنده کتاب خیلی مهمه و تاثیر گذاره روی قیمت کتابه و نه تعداد صفحات ولی خوب توی کشورهای دیگه واقعا آدم‌های کتاب‌خوان خیلی زیادن من حتی جاهای دیگه رفتم اگه آدما در حالت استراحت اگه کاری نمی‌کنن فقط دارن استراحت می‌کنن ممکنه یه جا رو یه صندلی نشستند می‌خوان یک ساعت به چیزی فکر نکنن دارن مطالعه می‌کنن خوب این اتفاق توی کشور ما خیلی‌خیلی نادره یعنی من وقتی فکر می‌کنم به دوستام اسم صد نفرشون رو می‌نویسم و میبینم که شاید نود نفرشون اهل کتاب خوندن نباشند و این خیلی آمار بدیه.

توی فامیل که خیلی بزرگ‌تر میشه شاید ۹۹ نفر از ۱۰۰ نفر کتاب نمی‌خونن، اون یه نفرم خودتی.

آره این چیزیه که هست و می‌دونین به نظرم ما خیلی بد مقایسه می‌کنیم، آموزش از نظر ما شده آموزش و پرورش رسمی، بنابراین اصلا مهم نیست و مدرک گرایی، و مدرک گرایی که بازم اصلا مهم نیست؛ یعنی من تقریبا تمام آدم‌های موفقی که تو زندگیم تاثیر داشتند مدرکی نداشتند به جز خارجی‌ها اونم یه سری‌هاشون اونم نه همشون.

خوب اون که آره مثلا چه می‌دونم تو دانشگاه ایندیانا تعلیم و تربیت خونده و خودش نقد کننده سیستم آموزش و پرورشه خوب اونا واقعا نه،اون کاربردی کردن تو مقطع ولی بقیه نه ولی راجع به کتاب ما با چیزای بدی مقایسه می‌کنیم، من یادمه یه کتابی نوشته بودم به اسم ستاره‌شناس آینده برا بچه‌ها، توی نمایشگاه کتاب که ارائه شد خوب منم خیلی ذوق و شوق داشتم کتابم ببینم چطوری فروش میره، قیمت کتاب اگر اشتباه نکنم ۳۸۰۰ این حدودا بود، کتاب تمام رنگی برا فکر کنم شش، هفت سال پیش بود بعد توی نمایشگاه من مونده بودم نگفتم من نویسندم فقط خودم به عنوان فروشنده غرفه حضور داشتم، یه مادری با بچش اومده بود و این بچه نگاه کرد کتاب رو ورق زد و اینا بعد گفت مامان من این کتاب رو می خوام، مامانه قیمتو نگاه کرد گفت این ۳۸۰۰ بیا بجاش پیتزا بخریم خیلی قیافه من اون موقع دیدن داشت کاش مثلا یکی ثبت می‌کرد و اینا خوب از اون موقع شد دیگه کتاب نوشتنو گذاشتم کنار ولی جدا از شوخی ببین با چی داره مقایسه می‌کنه اون مادر نمی‌خوام بگم همه مادرها این شکلین ولی ما معمولا خیلی راحت قیمت کتابو نگاه می‌کنیم که تصمیم بگیریم بخریم یا نه؟ ولی کارای دیگه‌ای می‌تونیم باش بکنیم.

یا چه کارای دیگه‌ای می‌تونیم بکنیم، ولی همونو می‌ری رستوران ببین چقدر راحت خرج می‌کنی، من خیلی اینو تست می‌کنم، خوب معمولا قرارایی که می‌ذاریم با دوستان و همکاران و اینا یه جوریه که مثلا به یه وعده ناهاری، شامی، چیزی می‌خوره بهترین رستوران‌ها می‌برن ولی موقع کتاب خریدن دستشون می‌لرزه.

به نظر من نمی‌دونم، مقایسه درستی نمی‌کنن که بابا اون غذا اگه فست‌فود باشه تازه می‌شه سرطان و بیماری و هزارتا مشکل دیگه و نهایتا ۸ ساعت، ۱۰ ساعت، خیلی بدشانس باشی ۲۴ ساعت بعد از بدنت خارج می‌شه ولی خوب اون کتاب واست می‌مونه، ممکنه یک خط اون کتاب یه اثری بذاره که هیچ چیز دیگه‌ای نتونه بذاره ولی مقایسه‌های ما بده، یکی از دلایل کتاب نخوندنم که من جدا بهش اعتقاد دارم همون موضوعیه که شما داری روش خیلی حرفه‌ای کار می‌کنی اونم نداشتن مهارت تندخوانیه، خودت دیگه توضیحاتشو می‌دونی.

مرسی، یه سوال دیگم می‌تونم بکنم پیام؟ به نظرت اگه ما دانش کافی داشته باشیم، آیا این کافیه برای این‌که یه ارائه و پرزنت خوبی داشته باشیم؟

با یه مثال، جوابش که از این سوال‌های چیزه دیگه، مثلا می‌پرسن شما تو اون برنامه شرکت می‌کنید؟ و منم می‌گم بله ما حتما شرکت می‌کنیم، ما می‌خوایم اثر داشته باشیم، تاثیر گذار باشیم، آره مثلا یه موقع شما دوست دارید موفق شید؟ بله ما دوست داریم موفق شیم.

این از این سوال‌ها بود، خوب جوابش قطعا نه است، چون اگه بله بود من بیکار می‌شدم قطعا. ولی جدا از شوخی من باز یه مثال بزنم ربط داره به کتاب، جایزه کتاب فصل برده بود کتاب من و خوب جایزه کتاب فصل احتمالا برای نویسنده‌هایی است که کتاباشون جز بهترین کتاب‌ها می‌شه، تعریف از خود نباشه البته و چیزی که جالب بود این بود، قرار بود تمام نویسنده‌هایی که کتاب‌شون جایزه رو برده بود توی خانه کتابه چیه اسمش خاطرم نیست اونجا قرار بود بیان صحبت کنن.

میدونی اون فردی که کتابو نوشته بود قرار بودن ۵ دقیقه راجع به کتاب ۱۰۰ صفحه‌ای خود یا ۵۰۰ صفحه‌ای صحبت کنه، فاجعه صحبت می‌کردند و من اگه بخوام یه مثال بزنم مثلا داشتن اطلاعات مثل داشتن مهارت در فوتباله و سخنرانی مثل داشتن مهارت در بسکتباله.

کسی که فوتبالش خوب باشه آیا لزوما بسکتبالش خوبه؟

من چون خیلی سال‌ها فوتبال بازی می‌کردم عضو تیم راه آهن بودم، توی دانشگاه واحد تربیت‌بدنی‌مون بسکتبال بود با این‌که فوتبالم خیلی خوب بود ولی بسکتبالم به شدت افتضاح بود.

فکر کردم می‌خوای عکسشو بگی خواستم یه جور دیگه باهات برخورد کنم.

نه این‌جا داشتم نظر شما رو تایید می‌کردم.

خوب ببین آره چون اون‌جا مهارت با پا است، این‌جا مهارت با دسته اما یه فرقی خوب قطعا شما داشتی نسبت به بقیه، آمادگی جسمانی خیلی بالاتری داشتی، درسته؟

بله

خسته نمی‌شدی و یادگیری خیلی بالاتری داشتی.

دقیقا

یعنی قطعا آدمی که اطلاعات کمی داره خیلی سخت‌تر می‌تونه سخنرانی کنه تا آدمی که اطلاعات زیادی داره ولی لزوما این دوتا نمی‌تونه مکمل همدیگر یا به قول معروف جایگزین همدیگر بشه. این‌که من دانش زیادی داشته باشم لزوما سخنران خوبی باشم این یه اشتباهه بزرگه. دوستان می‌خوان تست کنن ببینن این اتفاق می‌افته یا نه؟

یا اصلا استادهای دانشگاه در این‌که اینا خیلی آدم‌های باسوادین واقعا شکی نیست، من پای کلاس استادایی نشستم که خیلی سطح سواد بالایی دارند ولی ارائه به گونه‌ای که واقعا بچه‌ها یواش‌یواش خسته می‌شن، بعد، من یه بار تست گرفتم تایمر رو روشن کردم بعد سیزده، چهارده دقیقه اولین خمیازه‌ها شروع شد، توی ۲۰ دقیقه که از کلاس گذشته بود واقعا همه داشتن با موبایل‌شون بازی می‌کردن.

درآمد خودت را افزایش بده

این چیزیه که واقعا است و حالا کلاستون خیلی خوب بوده که رو ۱۵ دقیقه بوده، آمارها متوسط روی ۱۰ دقیقه است. همه جای دنیا، یعنی تو فضای آموزش وقتی یه نواخت می‌شه بعد ده دقیقه به ساعت نگاه می‌کنن حداقل، اگه ساعت دیواری باشه که اشتباه بزرگیه تو کلاس‌های آموزشی خیلی بدتر این اثرو داره.

حالا باز یه مثال بزنم، من و یه استاد دیگه‌ای توی یه محیط علمی یه کتابی رو تدریس می‌کردیم هر دو، اون یکی استاد نویسنده اون کتاب بود و آدم فوق‌العاده‌ای بود تو کار خودش، اسم و رسمی داشت تو ایران و دنیا واقعا واسش احترام قائل بودند اما همیشه کلاس من پر می‌شد، همه می‌گفتن چرا این‌طوریه، می‌گفتم من نمی‌دونم من دارم از کتاب این آقا و دانش من واقعا یک دهم، یک صدمش هم نیست، اون‌قدری بود که اون کلاسو پاسخ بدما ولی بیش از اون واقعا نبود ولی به واسطه این‌که فقط بیانم متفاوت بود استقبال همیشه از کلاس من خیلی بیشتر بود. یعنی مدل ارائه خیلی مهمه، نمونه‌های زیادیم داریم دیگه، مدیر‌عامل‌هایی که با ارائه بدشون محصول رو نه تنها نمی‌فروشونند بلکه نابود می‌کنند و زحمت خودشونو کارمندان‌شون رو سالیان سال از بین می‌برن، یا مدیری که با کارمندها به خاطر بیان بد هزاران اثر بدتر می‌ذاره، یا دانشجویی که خیلی از دانشجویان رو من می‌شناسم، درس‌هایی که کنفرانس دارن رو مثلا می‌گن خوب چند نمره داره کنفرانس، مثلا می‌گن شش نمره، خوب ما از چهارده حساب می‌کنیم یعنی همین‌طوری فرصت‌ها رو دونه‌دونه از دست می‌دن فقط به خاطر صحبت نکردن و این خیلی اتفاق بدیه و من از این دید نگاه می‌کنم که این چه فرصت خوبیه اگه ما از تو دانشگاه بهش نگاه کنیم یعنی ارئه کردن و حرف زدنو و پرزنتو یه مهارت به خودمون بدونیم که باید اضافه بشه به ما همینو بعدا می‌تونیم توی شغلمون ازش خیلی استفاده کنیم.

صد درصد، یه فایده دیگه‌ای هم که پرزنت کردن خوب داره اینه، من همیشه درس‌های عمومیمو تو دانشگاه یا ۱۰، ۱۱ می‌شدم یا ۲۰، دلیلشم این بود اون درسایی که ۱۰، ۱۱ می‌شدم خوب فرصت نمی‌شد کنفرانس بدم، اونایی که ۲۰ می‌شدم کنفرانس می‌دادم و این کنفرانس‌ها تو ذهن استاد می‌موند، واقعا برگمو تصحیح نمی‌کرد، کنفرانس خوبی ارائه می‌کردم و این نظر جلب می‌شد واقعا هم همین بود نه این‌که بخوام حالا الکی بگم مثلا ۱۹، ۲۰ اونو بگم و اونم ۱۰، ۱۱، ۱۲ چون درس خون اصلا نبودم، خوشحالم از این اتفاق و واقعا اثر خیلی زیادی داره این‌که برای پیدا کردن شغل شما تو اون جلسه مصاحبه چی بگی، مثلا کارمند می‌خوام استخدام کنم، می‌بینم خیلی حرفا برا گفتن داره‌ها ولی نمی‌تونه حرف بزنه.

آره واقعا این یه دغدغه خیلی بزرگیه، من خودم یه موقع‌هایی درگیر مستقیم با استخدام، میاد طرف می‌شینه روی صندلی جون نداره حرف بزنه و انتظار داره که استخدام بشه.

این خیلی باید وافعا یه جایی پیدا بشه که این مهارت حداقل در مصاحبه ظاهر شدن رو به آدما یاد بدن.

من یه خاطره کاملا بی‌ربط بگم از استخدام.

بگو.

یه یک‌سال و دو سه ماه پیش بود می‌خواستم منشی استخدام کنم و آگهی زدیمو، یه خانمی اومد گفتم که خوب خانوم، من جز اولین سوالامه مثلا بعد از این‌که مشخصات کلیو می‌پرسم می‌گم که کتاب می‌خونید؟ خوب همه می‌گن بله.

بعد می‌گم که آخرین کتابی که خوندین یه خورده آشناست واست این سوال. می‌گم آخرین کتابی که خوندین چیه؟

میگه که هم اسمش خاطرم نیست ولی هی منو من می‌کنه.

می‌گم کی بود؟ می‌گه همین شش ماه پیش بود، بعد می‌گم خوب راجع به چی بود؟ میگه راجع به روانشناسی بود نمی‌دونم همشونم چرا می‌گن راجع به روانشناسی بود.

بعد می‌گم چی بود موضوعش؟ موضوعشم یادم نیست ولی جلدش سفید بود.

فقط متخصص بودن یا شدن مهم نیست، نوع پول‌سازی مهمه،‌ برای یادگیری این روش کلیک کن.

این بالاترین اطلاعاتی بود که دریافت می‌شه از میزان مطالعه و اینا. این یه مثال کاملا بی‌ربط بود که دائما هم ریپیت می‌شه، تکرار می‌شه، شما این کار رو انجام بدین.

مثل این همشهری ما که کامپیوتر رو می‌پرسن ازش چقدر بلدی؟ می‌گه خوب بلدم، می‌گن خوب روشنش کن، میگه نه دیگه در اون حد بلد نه.

این کتاب روانشناسی خوندم واقعا برای بعضیا ولی جلدش سفیده باور کن.

خوب پیام عزیزم برای این‌که این مهارت سخنرانی و فن‌بیان را آموزش ببینیم چیکار باید کنیم؟

بستگی داره تو چه سطحی می‌خوایم، و برای چه هدفی می‌خوایم. این خیلی متفاوته اونی که مثلا چه می‌دونم یه کار دولتی داره با اونی که دانشجو هست یا اونی که می‌خواد نه فقط یه کاری انجام بده؟

خوب بذار من سوالمو خاص‌تر کنم، اعضای مطالعه شبیه کسایی هستند که خیلی آموزش پذیرند و خیلی آدم‌های موفقی‌اند توی جامعه، توی کسب‌وکار خودشون، توی خانواده خودشون، ارتباطات خودشون پیشنهاد تو برای این آدم‌ها اینه که دقیقا چی کار باید کنند؟

من دیدم که تو یه سری آموزش‌های رایگان داری، اینا رو توصیه می‌کنی؟ اگر توصیه می‌کنی چی کار باید کنند؟ توصیه نمی‌کنی؟ هر چی نظر واقعی خودتو به ما بگو.

مرسی، خوب قطعا‌ خوشحال می‌شم اعضای سایت شمام تشریف بیارن به سایت من، یه دوره رایگان داریم تقریبا دو سه ساعت مطلب آموزشی کاملا رایگانه.

دائما هم مطلب روی سایت هست فکر می‌کنم آخرین شمارشی که داشتم ۳۰۰ تا  اینا مقاله بود. مقاله، فایل صوتی، فیلم و این‌ها که تو سایت قرار داره می‌تونن استفاده کنن از این‌ها سایت منم می‌دونن احتمالا بهرام‌پور دات کام یا آموزش سخنرانی تو اینترنت بزنن اما چندتا تمرین همین جا بگیم به اعضای سایت شما.

یه امکان فوق‌العاده‌ای که فقط هم عصرای ما دارند این‌که ما اولین موجوداتی هستیم که می‌تونیم صدای خودمونو بشنویم و فیدبک بگیریم از صدای خودمون ولی متاسفانه این کار رو نمی‌کنیم. یعنی صدای خودمونو ضبط کنیم، گوش کنیم و بگیم اینجاشو دوست نداشتم، اینجا تاکیدم خوب نبود، لحنم بد بود، صدام اصلا بی‌حاله کلا. این می‌تونه خیلی موثر باشه خیلی کمک می‌کنه که صدای خودمونو ضبط کنیم.

پیام ببخشید، این تمرین واقعا فوق‌العاده بود یعنی اینو کسی مستقیم به من نگفته ولی موقعی که چندین سال پیش شروع کردم به درس دادن یک بار فایلی رو که یکی از بچه‌ها ضبط کرده بود و مربوط به کلاس‌های خودم بود بهم دادش که یه کاری می‌خواستم انجام بدم بهم گفت استاد شما اینجا این جمله رو گفتین، من گفتم حالا فایلو بدین من ببرم گوش کنم ببینم چی بوده و وقتی گوش کردم اصلا نحوه ارائه خودمو و حتی صدای خودمو دوست نداشتم.

دقیقا صدای خودشو که آدم هیچ وقت دوست نداره، دوست نداره این یه چیزه کاملا طبیعیه و همومونم دیدیم مثلا یه فیلمی تو یه مهمونی چیزی می‌گیرن بعد اون فیلمو نشون می‌دن به شما قسمت خودت که می‌رسی یهو یه صدای زیری می‌گی بزن جلو بزن جلو.

این برا همه هستش و جالبه مثلا گوینده‌های خوب رادیو هم که صداشون فوق‌العاده قشنگه این حسو دارند به خاطر این‌که ما صدا رو از درون سرمون به واسطه ارتعاشات جمجمه و استخوان‌های مغز و اینا می‌شنویم ولی دیگران فقط صدا رو از طریق هوا می‌شنوند و از نظر دیگران صدامون اونقدر بد نیست چون ما با اون صدا انس گرفتیم و عادت کردیم صدامون بده و ولی خوب این‌که از مثلا لحن صدامون خوشمون نیاد یا مثلا فرض کنیم صدامون تو دماغیه یا مثلا کسایی که سرما می‌خورند این خیلی مهمه سرما، کسی که صداش این‌طوری تو دماغی باشه خوب اذیت می‌کنه.

یا مثلا صداهایی که خیلی زنگ داره اینجوری می‌زنه تو سر آدم، زنگ، می‌بینید ۵ دقیقه اینجوری صحبت کنم هم خودت هم کاربرات به من فحش می‌دین، صدای زنگ دار هم باز صدای خیلی بدیه، یا صدایی که خیلی زیر باشه مثلا توی یه کلاسی بود یه آقایی بود خیلی هیکل درشت یه سبیل بزرگ، گنده منده، آره واقعا خیلی بزرگ و سبیل و اینا یهو اومد هر کسی باید خودشو معرفی می‌کرد یهو گفت من اصغر فلانی هستم، همه خندیدند خودشم خندید، من واسم عادی بود چون زیاد دیده بودم از این کیس‌ها خوب گفتم بزرگ‌ترین مشکلت چیه؟ گفت من خیلی خوبم فروش تلفنی کار انجام می‌دم، می‌بندم قرارداد و اینا آخرش می‌گن شما خانومه؟ بعد تا من می‌گم آقای فلانی‌ام به هم می‌خوره قرارداد یعنی بنده خدا این اتفاق می‌افتاد خوب اینا همش می‌شه کار کرد خداروشکر یعنی واقعا یه سازه صدای ما همه اینارو می‌شه تغییر داد و یه صدای خیلی خوبی داشت.

خود من صدامو که مثلا ندارم متاسفانه اولین فایلی که ضبط کردم اگه داشتم حتما می‌ذاشتم توی سایت ببینید چقدر فرق داشت یه صدای بی‌حال و این‌جوری بود صحبت کردن من، واقعا همین شکلی بود. پر از اِ گفتنو اینا اصلا هیجان نداشت، انرژی نداشت، مکث درست نبود، تاکید درست نبود، ته حروفو می‌خوردم، کامل نمی‌گفتم، از این اتفاقا خیلی زیاد می‌افتاد و خوب واقعا با همین گوش کردن و چند تا تمرین دیگه رفع شد.

حتما توصیه می‌کنم صدا رو بررسی کنند، آنالیز کنند ببینند چی می‌شه؟ چقدر حرف زدم، ببخشید.

مرسی از اینکه وقت گذاشتی، من که خیلی چیزا یاد گرفتم، ممنونم، امیدوارم مطالبی رو که گفتی به درد اعضای سایت ما هم بخوره.

متشکرم از شما، امیدوارم این طور باشه و خوشحال می‌شم نظر اعضای سایتو توی قسمت نظرات سایت شما بدونم. مرسی

حتما، مرسی خدانگهدار.

خداحافظ.

         

به این نوشته امتیاز دهید
[تعداد: 1   میانگین: 5/5]

21 پاسخ به “مصاحبه با محمدپیام بهرام‌پور”

  1. هستی گفت:

    با سلام و احترام
    آقایان محمدی، بهرام پور و حافظی نژاد؛ چقدر حرفاتون شبیه هم هست و بیشتر دوست دارین هی با هم مصاحبه کنین و همون حرفا رو تکرار کنین!!! شما سه نفر برای آ.پ چیکار کردین؟ چرا کارتون رو از مدارس جدا کردین؟ خوب حتما یک سایت راه انداختن آسون تره.
    معلمان خودشون بعضی از برنامه های درسی رو ضعیف می دونند و سعی می کنند در کنار درس، مهارت های زندگی رو هم یاد بدند تا به دردشون بخوره. می دونم منظورتون سیستم آ.پ هست و نه معلمان. البته اگه به درستی متوجه منظورتون شده باشم.
    با تشکر

    • Bahrampoor گفت:

      سلام دوست عزیز
      بهرام پور هستم و ممنونم از نظر شما در سایت

      1. از کجا می‌دانید ما از مدرسه فاصله گرفتیم؟ شما برنامه روزانه ما را می‌دانید؟
      2. آیا طرح‌ها و پروژه‌های آقای حافظی آقای محمدی و من رو دیدید؟ (به نظرم این قضاوت شما فوق‌العاده ناصحیح است چون اطلاعات شما کافی نیست)
      3. شکی ندارم که همه معلم‌های عزیز از ما سه نفر بسیار بیشتر از سیستم آموزشی ناراضی هستند و لازم می‌دونن که تغییری ایجاد بشه و اصلاً نیازی به گفتن نداره

  2. سعید محمدی گفت:

    دوست عزیز سلام
    من به شخصه برای تمام عمرم ارادتمند تمام معلم ها هستم
    حتما هم منظورمان سیستم آموزش و پرورش هست
    واقعا حیف هست دانش آموزان باهوش این کشور با یک سیستم قدیمی پیش بروند
    من هر وقت جلسه ای با مدیران آموزش و پرورش داشته ام با صراحت اعلام کرده ام حاضرم به روزترین محتوا را طبق سیستم آموزش مدارس ژاپن وارد مباحث درسی کنم
    امیدوارم بزودی این اتفاق بیفته

    • هستی گفت:

      با سلام و احترام خدمت آقای بهرام پور
      1. این چند وقتی که با سایت شما بزرگواران آشنا شدم پروژه ای نیافتم که شما با مدارس همکاری کرده باشید صرفا انتقادهای شما را خواندم مخصوصا در مصاحبه با یکدیگر. طرح هایتان را ذکر کنید شاید ما هم بتوانیم استفاده ای هر چند اندک ببریم.
      2. شک نداشته باشید که همه معلمان عزیز بسیار بیشتر از دیگر افراد جامعه از سیستم آ.پ ناراضی هستند و هر جا که سیستم اجازه می دهد برنامه های درسی را به سوی سودمندی برای زندگی آینده دانش آموزان هدایت می کنند.
      3. این را هم می دانیم که آ.پ در این چند ساله درجا زده و حتی عقب رفت کرده که باعث شده آ.پ ما به شکل تصاعدی منفی از آ.پ دیگر کشورها عقب تر بماند، اما باید به فکر چاره بود. هر کسی در هر جایگاهی می تواند تأثیری در این سیستم بگذارد اگر بخواهد. باید با هم باشیم تا ایران سرافراز باشد.
      تا مرد سخن نگفته باشد علم و هنرش نهفته باشد
      من هم معلمم. با تشکر

  3. arezoo گفت:

    سلام

    مثل همیشه ممنون. آفرین به این جرات و توانمندی. امیدوارم هر چه زودتر به هدفهای عالیتون برسین و ما ایرانی ها هم شاهد تغییر اساسی در سیستم آموزشی و نتایج آن در زندگی فردی، اجتماعی و زندگیمون باشیم. به امید آن روز. موفق و سربلند باشید

    • mohsen گفت:

      من هم با نظر شما موافقم هستی خانم.
      کاملا موافقم.
      این که همه اش بگوییم مشکل هست، دردی را دوا نمی کند.
      اما وقتی با ذکر درد، راه حل را گفتیم و خودمان پیش قراول شدیم آنوقت این کار ماندگار خواهد بود و مطمئنا راه را درست طی کرده ایم.

  4. مهدی گفت:

    با سلام
    اقای محمدی و آقاس بهرام پور !!!!!!!!
    با تشکرفراوان به جهت قرار دادن مطالب مفید در سایت های خودتون
    من از شما بخصوص اقای محمدی به خاطر زحماتتون تشکر می کنم
    مکی زاده

  5. جلال گفت:

    سلام
    گفتگوی خوبی بود
    همین جا از آقای سعید محمدی میخوام که ایشون هم همچون آقای بهرام پور، مطالب موردنیاز مخاطبان در زمینه مطالعه یادگیری و… پیدا کرده و در آن زمینه مثل این سایت فعال باشند و مطالب رایگان داشته باشند و محصولاتشان هم باقیمت مناسب و ارزان تری ارائه دهند
    چون واقعا محصولات مطالعه شریف خیلی گرانه
    واقعا توی ایران یک سایت مثل سایت آقای بهرامپور لازم بود تا تکنیک های ارتباطی و فن بیان رو آموزش بده و به همچین چیزی در زمینه یادگیری مطالعه درس خواندن و… نیاز داریم، که این مطالب رو به جوانان یاد بده
    که متاسفانه فعلا من ندیدم و سایت آقای محمدی هم فعالیت چندانی نداره و محصولات تندخوانی و مطالعاتش هم خیلی گرانه
    امید دارم آقای محمدی هم سبک آقای بهرامپور رو در زمینه مطالعه و یادگیری انجام بده و مطمئن باشید با تاثیر مثبتی که مخاطب شما از آموزش ها می بره خداوند در کائنات بهترین ثروت ها رو نصیبتون می کنه، و دعای خیر آن جوانان آرامبخش زندگی شما می شود…
    به هرحال برای هر دو عزیز آرزوی سلامتی موفقیت و شادکامی می کنم
    و امیدوارم در راه خدمت به کشورشان گام های استواری بردارند

  6. سعید محمدی گفت:

    دوست خوبم، تیم مطالعه شریف چند سال هست که در زمینه کلاس های خاص و فوق پیشرفته تند خوانی، تقویت حافظه، تمرکز، تقویت هوش، کاهش استرس، زبان انگلیسی در ایران فعالیت میکنه
    همکاری های بسیار خوبی هم با جهاد دانشگاهی صنعتی شریف، دانشگاه صنعتی شریف، شهرداری تهران، نهاد کتابخانه های کشور و… داره
    خدا رو شکر توی این مدت هم 9500 نفر توی دوره تند خوانی فانتوم شرکت کردن و با کمک خدا و تلاش خودشون نتایج فوق العاده ای گرفتن
    کلاس های مطالعه شریف بسیار ارزان هستند چون نتایجی که افراد شش ماه پس از پایان دوره میگیرن خودشون میگن با پول قابل مقایسه نیست و ده سال توی عمرشون صرفه جویی میکنه و البته همین دوره توی هر کشور دیگه ای که توسط مطالعه شریف برگزار میشه شهریه ش 5000 دلار هست
    دوره رایگان توی سایت وجود داره
    دوره استارت آپ فقط 49 هزار تومان هست
    ولی باز هم چشم
    پیشنهاد شما رو بررسی میکنیم و تمام تلاشمون رو میکنیم

  7. سلام دوست خوبم
    در مورد فایل صوتی که من و آقای بهرام پور ضبط کردیم نظرات شخصی خودمون در مورد آموزش و پرورش بوده و ممکنه موافق و مخالفینی داشته باشه و اگر جایی گفتم که هر فردی باید حداقل خودش رو خوب معرفی بکنه هنوزم نظرم همینه و انشااله توی ایران اینقدر رقابت سالم زیاد بشه که مخاطب هرگز به سادگی راضی نشه. مثلا نانوا با مشتری خوب حرف نزنه چون فقط باید نون بپزه!
    در مورد دوستی من و آقای بهرام پور نظر گذاشته بودید که فکر میکنم ارتباطات آدم ها کاملا یک مسئله شخصی هست و توی فرهنگ ایرانی خودمون مطالعه کردم که درست نیست در مورد مسائل شخصی آدم ها دخالت کنیم حتی افرادبسیار نزدیک چه برسه به یک کاربر سایت.
    در مورد المپیاد نظر داده بودین، در مورد شما قضاوت نمیکنم ولی در مورد خودم و دوستان المپیادی که داشتم امکان نداشت روی یک مسله یک خطی دو تا سه ساعت فکر کنیم! چون اگه میخواستیم بقیه مسله ها رو حل کنیم احتمالا 24 ساعت دیگه هم طول میکشیده!
    در زبان انگلیسی کلمه speed reading که به پارسی اولین بار توسط مهندس نصرت، تندخوانی ترجمه شده کامل درست نیست و در امریکا و انگلستان بیشتر به افرادی گفته میشود که تند یاد میگیرند و نه تند میخوانند.
    در ضمن تمام افرادی که حدود 10000 نفر هستند و مستقیماً توسط مطالعه شریف تندخوانی را یاد گرفته اند میدانند که افزایش سرعت پردازش مغز اولین تمرینی هست که من در کلاس آموزش میدهم.
    بعد فرموده بودید کامنت شما حال منو میگیره ولی در کمال ادب و احترام عرض میکنم که اصلا اینطوری نبوده و نخواهد بود.
    نکته بعدی که فرموده بودید( کامنت شما رو تایید نکنیم) ما اعتقاد داریم که مخاطبین مطالعه شریف انقدر شعور بالایی دارند که ما کامنت ها رو بدون تایید ارسال میکنیم و فقط کامنت هایی که ادب رو رعایت نکرده باشن حذف میشه.

  8. وفا گفت:

    سلام به هر ۲ استاد گرانقدر و هر دوست بزرگواری که داره اینو میخونه!
    بنده از اعضای سایت استاد بهرامپور هستم و اومده بودم اینجا فقط این مصاحبه رو گوش بدم!
    خیلی خیلی اطلاعات جذااااب و فوق العاده ای داشت! و من واقعا ممنونم!
    اگر امکانش هست یک درخواست مهمی داشتم از استاد بزرگوار…
    در زمینه ی کتابخوانی…
    خیلی خیلی علاقه مندم درباره ی کتابخوانی اطلاعات بیشتری داشته باشم…
    سوالاتی از این قبیل…
    چی کار کنیم با استفاده از کتابخوانی اطلاعات خودمون را تا حد زیادی افزایش بدیم؟(من واقعا در تعجبم! که چجوری یه سری از بزرگواران که شامل اطرافیان هم میشن در همه ی زمینه ها اطلاعات فراوانی دارند و حرفی برای گفتن دارند و اتفاقا همزمان کتابخوان های بسیار حرفه ای هم هستن!!!!!!)
    چه کتاب هایی رو تو زندگی حتما باید خواند؟
    کتاب های کدام نویسنده ها رو باید خواند؟
    کدام کتاب ها واقعا مفید هستند و کدام خواندن یا نخواندنشون هیچ تفاوتی ندارد؟
    چه میزان برای کتاب خواندن وقت بگذاریم؟(یعنی مثلا میانگین یک فرد معمولی در کل دنیا چه میزان است؟)
    کدام کتاب های آموزش کنار کتاب های درسی سودمند هستند؟
    و…چگونه خودمان را به زیاد کتاب خواندن و کتاب های زیادی خواندن عادت دهیم؟
    باز هم صمیمانه از استاد و همه سپاسگزارم!!

  9. فهیمه گفت:

    سلام….
    خداقوت به همتون….
    کلا جای اینکه پیام درست رو بگیریم همیشه چسبیدیم به منفی ها…
    اونایی که باید پیام این مصاحبه رو میگرفتن گرفتن…
    ممنونم از هر دو بزرگوار…

  10. مریم باجلان-کارشناس آموزش مطالعه شریف گفت:

    دوست خوب مطالعه شریف فهیمه عزیز
    به شما تبریک می‌گوییم که تا این اندازه ذهن مثبت اندیش و روشنی دارید.
    امیدواریم در تمام مراحل زندگی پیروز باشید.

  11. vahid گفت:

    سلام
    مصاحبه خیلی خوبی بود و من چندین بار اونو گوش کردم
    اونم در حالیکه با صحبت های آقای بهرام پور خیلی آشنا هستم و از طریق ایشون هم با سایت شما آشنا شدم
    واقعا خوشحالم که استادانی مثل آقای محمدی و آقای بهرام پور در کشور ما هستند که همواره میشه مطالبی رو ازشون یاد گرفت

  12. مریم باجلان-کارشناس آموزش مطالعه شریف گفت:

    دوست خوب مطالعه شریف وحید عزیز
    ما هم از آشنایی و دوستی با شما بسیار خرسندیم

  13. درود بر شما
    بابت مطالب ارزشمندی که از طریق این مصاحبه در اختیار همه قرار می دین بسیار سپاسگزارم. خیلی آموزنده بود. لطفا باز هم از این دست مصاحبه ها روی سایت قرار بدین.
    موفق باشید

  14. طاهرخانی گفت:

    ببخشید میخواستم بپرسم که آقای بهرام پور با 15 تومن در چ سالی و چ کتابی رو خریدن؟

  15. english teacher گفت:

    سلام جناب محمدی عزیز
    بسیار جالب و آموزنده بود. از شما که این مصاحبه رو تهیه کردید سپاسگزارم
    با آرزوی موفقیت

    • گروه تولید محتوای مطالعه شریف گفت:

      دوست خوب مطالعه شریف سلام
      ممنون از شما و این انرژی که به تیم مطالعه شریف می دهید.

      با آرزوی بهروزی
      تیم مطالعه شریف

  16. سرویس و نگهداری آسانسور گفت:

    سلام. بسیار عالی بود و استفاده کردیم. سپاس فراوان

  17. reza گفت:

    تشکر ویژه از آقای محمدی و آقای بهرام پور
    امیدوارم زحماتتون به نتیجه برسه و به هدفتون برسین.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *