هزینه موفقیت
آموزش, رشد فردی و موفقیت

چرا افراد کمی حاضر به پرداخت هزینه برای کسب موفقیت هستند؟

[تعداد: 2    میانگین: 2/5]

آیا شما جزو آن دسته از افرادی هستید که به موفقیت و رشد فردی خود اهمیت می‌دهید؟ آیا الان در مسیر موفقیت قرار دارید؟ تا به حال چند بار این مسیر را رفته‌اید؟ چند نفر را در اطراف خود می‌شناسید که موفق بوده‌اند؟ آیا تا به حال به معنای حقیقی موفقیت فکر کرده‌اید و آیا به این موضوع دقت کرده‌اید که چرا افراد کمی تمایل به رشد فردی و موفقیت دارند و برای رسیدن به آن قبول زحمت می‌کنند؟ هر یک از ما تعریف خاصی برای موفقیت داریم. به تعداد انسان‌های روی کره زمین، برای کلمه موفقیت تعریف منحصر به فرد وجود دارد؛ اما تقریباً همه بر روی یک چیز با هم متفق القول هستند: آن هم اینکه راه رشد فردی و موفقیت، راه سختیست. شاید برای همین است که افراد کمتری حاضرند برای موفقیت هزینه پرداخت کنند. در اینجا ما به معرفی ۹ دلیل برای تمایل کمتر افراد به موفقیت اشاره می‌کنیم:

  • بحران‌های پیش بینی نشده
  • احتمال شکست‌های پی در پی
  • اطرافیان نا امید کننده
  • موفقیت مسیری صعب العبور
  • شرایط آشفته و نیاز به استقامت
  • کنار آمدن با رنج و سختی
  • یادگیری دوباره
  • نیاز به دانستن بیشتر
  • طی کردن فصول موفقیت

 

 

بحران‌های پیش بینی نشده

گاهی ایمان، صبر و تحمل خودتان را از دست می‌دهید. این احساسی رایج در مسیر موفقیت شماست، از آن نترسید بلکه مدیریتش کنید. رشد فردی و موفقیت شما پیش از به ثمر رسیدن نیاز به مراقبت و نگهداری دارد. در بسیاری از موارد درست زمانی که چند قدمی تا موفقیت فاصله ندارید به بحران می‌خورید که این بحران شما را نگران و خسته می‌کند. اگر به پیشینه کمپانی‌های بزرگ و موفقی چون اپل، گوگل و … نگاهی بیاندازید خواهید دید که سال‌ها وقت صرف موفقیت و توسعه خود کرده‌اند بارها شکست خورده‌اند اما نا امید نشدند. در چنین مواقعی سختی‌ها افزایش پیدا می‌کنند و دیگران مدام شما را ترغیب به پذیرش شکست و بوسیدن و کنار گذاشتن موفقیت می‌کنند اما آنچه شما در چنین لحظاتی نیاز دارید ایمان و اراده است. در این موارد باید اطرافتان را از افرادی که سعی در تضعیف روحیه شما دارند پاک کنید.

احتمال شکست‌های پی در پی

شاید شما در مسیر موفقیت خود بارها و بارها دچار شکست شوید. در چنین شرایطی شما برای مدت کوتاهی ناراحت، عصبی و غمگین می‌شوید اما این حس زیاد طول نمی‌کشد زیرا شما می دانید در حال حاضر فرصت آموختن از شکست و زمینه‌های رشد فردی برایتان فراهم است و می‌توانید خودتان را دقیق‌تر، متمرکزتر و قوی‌تر از قبل بسازید. این درست همان نقطه‌ای است که بسیاری از افراد همه چیز را رها می‌کنند و عطای موفقیت را به لقایش می‌بخشند.

اطرافیان نا امید کننده

در این مسیر زیاد اتفاق می افتد که دیگران به شما بگویند: کارتان اشتباه است و یا یک احمق تمام عیار هستید. کسانی که موفقیت را در بین راه رها می‌کنند در اطراف خود همین زمزمه‌ها را می‌شنوند، آن را می‌پذیرند و ایمانشان را از دست می‌دهند. آن‌ها به اطرافیانشان اجازه می‌دهند که اعتماد به نفسشان را آرام و تدریجی بگیرند و اعتقادشان به پیروزی را سست و سست‌تر کنند. زندگیتان را تحت تسلط و نفوذ دیگران در نیاورید. به کسانی که شما را نا امید می‌کنند لبخند بزنید. همت بلندتان شما را به سمت زندگی که می‌خواهید هدایت می‌کند. دست از آرزو کردن صرف بردارید و به جای آن بر زندگی سوار شوید، شاخ‌های زندگی را محکم در دستتان بگیرید و اتفاقی را که همیشه می‌خواستید رقم بزنید. آدم‌های زیادی در کنار شما هستند که خواسته واقعیشان دست کشیدن شما از تلاش و ترک مسیر موفقیت است. هر کسی که می‌خواهد موفق شود علاوه بر همت و اراده باید نادیده و ناشنیده گرفتن دیگران ِ منفی را نیز بلد باشد.

 

 

 

موفقیت مسیری سخت

موفقیت مسیری صعب العبور

مسیر موفقیت آسان و هموار نیست. اگر از هرکسی که امروز آن را به عنوان یک فرد موفق می‌شناسید بپرسید حتماً به شما خواهند گفت که روزی عمیقاً می‌دانستند موفق خواهند شد و آن را در ذهن خود بارها تجسم کرده بودند اما راهی که در واقعیت برای رسیدن به آن پیمودند ابداً راه آسان و مستقیمی نبوده است. روزها، هفته‌ها، ماه‌ها و سال‌هایی را گذرانده‌اند که دو شغل یا بیشتر داشتند، روزی بوده که قبض‌هایشان را به سختی پرداخت می‌کردند یا حتی از پرداخت بموقع آن عاجز بودند. آن‌ها حتماً خواهند گفت که بارها در این مسیر شکست خورده‌اند. زمان‌های بسیاری به بن بست شک و تردید رسیده‌اند، هزار بار پیش خود فکر کرده‌اند که راه درست شاید رها کردن همه چیز و فراموشی رویای موفقیت باشد اما باز این راه پر فراز و نشیب را طی کرده‌اند تا نهایت به جایی رسیده‌اند که هستند. آنچه در پایان از حرف‌هایشان برای ما روشن می‌شود این است که تبدیل شدن به یک فرد موفق یک شبه اتفاق نمی‌افتد. صبر و تحمل زیادی می‌طلبد، طول خواهد کشید و مستلزم مدت‌های مدید کار سختِ شبانه روزی است.

 

 

شوینستون چرچیل نخست‌وزیر بریتانیا در زمان جنگ جهانی با فرماندهان ارتش خود چنین سخن می‌گوید: موفقیت پایان‌ناپذیر است و شکست موقتی، تنها چیزی که اهمیت دارد، داشتن شهامت برای ادامه مسیر است.

 

شرایط آشفته و نیاز به استقامت

ادامه دادن سخت است به‌ویژه وقتی حس کنید هیچ‌چیز در جای خودش نیست. گاهی به مرحله‌ای می رسیدکه می‌بینید همه‌چیز در حال متلاشی شدن و سقوط است و حتی از نزدیک‌ترین افراد زندگی خود می شنویدکه دلسوزانه می‌گویند:” فکر نمی‌کنی وقتش رسیده که فکر یه کار بهتر باشی که توش پیشرفت کنی؟ حالا بعدها اگر فرصت داشتی میتونی این کارو ادامه بدی”. شما اجازه ندارید مسیر را دور بزنید و برگردید شما جایی هستید که باید باشید چیزی را از دست نمی‌دهید و می‌توانید برای سروسامان دادن به این اوضاع آشفته از یک دوست، مربی یا متخصص کمک بگیرید. درهرحال کمک گرفتن گزینه بهتری در مقایسه با جا زدن است. شاید کار دیگری بگیرید و برای مدتی خیالتان از بابت مسائل مالی راحت باشد اما انرژی گران‌بها و تمرکز بر هدفتان را ازدست‌رفته ببینید و این را بدانید برای جمع‌آوری دوباره‌اش نیاز به زمان خیلی بیشتری دارید.
از مشقت‌ها و پیچیدگی‌هایی که ممکن است سر راهتان سبز شود نترسید. به یاد داشته باشید برای به دست آوردن طلای خالص‌تر آن را در آتش‌داغ قرار می‌دهند این امر در مورد زندگی هم صدق می‌کند. این سختی‌ها شمارا به فردی بهتر از قبل تبدیل می‌کند. این درست است که بیشتر افراد سخت‌کوش، متعهد و باهوش شانس بیشتری برای موفقیت دارند اما اکثر مردم از ادامه مسیر موفقیت پشیمان می‌شوند چون فکر می‌کنند تنها تمرکز بر این ویژگی‌ها کافیست درصورتی‌که موفقیت نیاز به ویژگی‌های دیگری هم دارد.

کنار آمدن با رنج و سختی

هر موفقیتی چالش و بحران‌های خود را دارد که می‌تواند برای فرد ایجاد سختی و رنج کند و هرکسی نمی‌تواند این موضوع را مدیریت کند. این افراد علاقه‌ای به مقاومت ندارند و نمی‌توانند گرمای داخل آشپزخانه را تحمل کنند پس در اولین فرصت از آن بیرون می‌زنند. گاهی این سختی‌ها ناشی از تغییر و در هم شکستن هنجارها و قواعدی است که افراد در انجام دادن کارهای خوددارند که نه‌تنها باید با آن کنار بیایند بلکه باید بسیاری از آن‌ها را بازآموزی کنند. در نظر داشته باشید راهی را که شما برای موفقیت پیش رو گرفته‌اید سرشار از اتفاقات و تجربیات جدید است. تأکید بر استفاده از دانش و روش‌های کهنه و همیشگی راه‌حل خوبی نیست زیرا شمارا دچار سردرگمی می‌کند و به دنبال آن سختی کار برای شما بیشتر می‌شود. همیشه همه‌چیز به همان شکلی که شما دوست دارید پیش نمی‌رود. سختی‌ها و مشکلات پیش‌آمده را بپذیرید و سعی در حل و پشت سر گذاشتن آن‌ها بکنید. هر چه بیشتر با آن‌ها کلنجار بروید دست‌یابی به موفقیت دیرتر حاصل می‌شود.

 

یادگیری مداوم

یادگیری دوباره

یاد بگیرید که دوباره یاد بگیرید. یکی از بدترین اتفاق‌ها برای کسانی که در مسیر رشد فردی و موفقیت هستند این است که بر اساس مدل یادگیری دوره مدرسه پیش بروند یعنی فرایند یادگیری در زمان و فرمت مشخصی انجام بگیرد، این شکل از یادگیری در مسیر موفقیت بلااستفاده است و دقیقاً مثل این می‌ماند که سعی کنید شیشه‌ای را با استفاده از یک نودل پخته برش دهید.
یادآوری اطلاعات به‌صورت شسته‌ورفته خیلی خوب است اما در خارج از محیط‌های آکادمیک این روش می‌تواند شمارا از بسیاری چیزها دور کند. یاد بگیرید که خلاق باشید و افکار و ایده‌ها و مفاهیم را از نقاط مختلف حتی نامرتبط به دست آورید با این روش نه‌تنها در زندگی خود موفق‌تر خواهید بود بلکه شروع به مزه کردن تجارب جدیدی می‌کنید و کارهایی را انجام می‌دهید که تا قبل از این انجام نداده بودید. یادگیری در یک چهارچوب خاص به شما کمکی نمی‌کند. برخی از کارآفرینان موفق و شناخته‌شده دقیقاً همین کار را انجام داده‌اند و شیوه‌های سنتی را کنار گذاشته و شروع به یادگیری‌های جدید و تجارب شگفت‌انگیز کرده‌اند. آن‌ها از ایده‌های نو و راه‌های تازه‌ای که هیچ ارتباطی با زندگی و تخصصشان نداشت توانستند به موفقیت‌های چشمگیر برسند. افرادی همچون ریچارد برانسون مؤسس شرکت هواپیمایی که جرقه تأسیس یک ایرلاین درست زمانی در سرش زده شد که هیچ‌چیز در مورد کسب‌وکار خطوط هوایی نمی‌دانست یا گری وینر چاک زمانی کمپانی رسانه‌ای خود را راه‌اندازی کرد که همه زندگی او شراب بود. اگر می‌خواهید موفق باشید باید نحوه یادگیری خود را تغییر داده یعنی از همه‌جا و هر چه که هست به‌عنوان یک منبع الهام استفاده کنید حتی اگر پیش‌ازاین در مورد آن چیزی نمی‌دانستید، چگونگی کاربرد دانش جدید را بیاموزید.

 

وقتتان را برای باز گذاشتن ذهنتان صرف کنید و تخیل و خلاقیتتان را آزاد کنید آنگاه خواهید دید که جهان صدف شماست و در دل خود مروارید موفقیت شمارا حمل می‌کند.

 

نیاز به دانستن بیشتر

هرچه بیشتر یاد بگیرید متوجه می‌شوید که کمتر می‌دانید. بسیاری از مردم فکر می‌کنند با گرفتن مدرک تحصیلی یادگیری هم تمام می‌شود درصورتی‌که این دور از واقعیت است. تمام کسانی که دست به یادگیری مجدد می‌زنند یک جایی با خود می‌گویند: این‌ها خیلی بیشتر از تخصص و دانسته‌های من است، یعنی تازه در این مرحله متوجه می‌شوند که خیلی چیزها را نمی‌دانستند. تا می‌توانید دست به آموختن بزنید زیرا بشر اگر تمام عمرش هم صرف دانستن کند باز در انتها می‌داند که خیلی چیزها را نمی‌داند.

طی کردن فصول موفقیت

زندگی مثل سال دارای فصل است اما ما ترجیح می‌دهیم این حقیقت را فراموش کنیم. در مسیر رشد فردی تمایل داریم از فصل پاییز شروع کنیم این ندایی است که از درون به ما می‌گوید: کاری انجام بده، بنابراین ما دست‌به‌کار می‌شویم، شروع به یادگیری می‌کنیم و به حرکت روبه‌جلوی خود ادامه می‌دهیم. این بذری است که برای موفقیت می‌کاریم و روی این زمین کار و فعالیت می‌کنیم و از کسانی که بیشتر از ما می‌دانند یا این مسیر را قبلاً پیموده‌اند یاد می‌گیریم. کشت و کار برای رسیدن به محصولی مرغوب سختی‌های خود را دارد. این یک مسیر مستقیم و صاف به‌سوی موفقیت نیست. ما به فصل بهار هم خواهیم رسید جایی که یک‌قدم بزرگ به سمت آنچه در جست‌وجویش بودیم یعنی موفقیت برمی‌داریم. از پس بهار تابستانی است که فصل به ثمر نشستن و لذت بردن و رسیدن به موفقیت است. در اینجاست که نتیجه زحماتی که بر روی یک زمین خشک و بایر را کشیدیم خواهیم دید.
دست‌یابی به موفقیت کار آسانی نیست. راه سخت و پرپیچ‌وخمی دارد و به خاطر همین دلایلی که ذکر کردیم اکثر مردم ترجیح می‌دهند زندگی روتین و روزمره خود را ادامه بدهند و حتی به سرشان خیال رشد فردی و موفقیت هم نزند چون رسیدن به آنچه می‌خواهند هزینه‌هایی دارد که هرکسی از عهده پرداخت آن برنمی‌آید؛ اما بهتر است هر یک از ما خود را لایق بهترین‌ها بدانیم و برای رشد فردی و اجتماعی خود تمام توانمان را به کار بگیریم.

مطالب مرتبط با این موضوع

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *