رشد فردی و موفقیت, مقالات

همه‌چیز درباره دنیای حیرت‌آور آنتونی رابینز

همه‌چیز درباره دنیای حیرت‌آور آنتونی رابینز

خانه‌اش در پالم بیچ فلوریدا به‌هم‌ریخته است و مبلمانش نسبت به‌اندازه خانه بزرگ است و حتی منظره اتاق نشیمنش مانند یک نمای نیم‌کره‌ای از اعماق اقیانوس است. این جهانی ست که کاملاً برای یک مربی مهارت‌های زندگی و سخنران انگیزشی 6/1 فوتی طراحی‌شده، مردی که از هزاران نفر انسان عادی خواسته که پای‌برهنه روی زغال‌های گداخته راه بروند و به برخی از قدرتمندترین انسان‌های کره زمین به‌طور منظم مشاوره می‌دهد.
فوریه امسال 55 ساله شد؛ اما نامش و داستان ثروت فراوانش دهه‌هاست که شناخته‌شده است. شاید به همین دلیل باشد که شایستگی نوشتن کتاب آخرش را داشته باشد، کتابی که حدوداً در هفتصد صفحه‌ طراحی‌شده  تا با استفاده از رویکردهایی مشابه مردم عادی را برای رسیدن به آزادی مالیِ یک درصد جامعه توانا سازد.

«امیدوارم مردمی که تاکنون به کارهای من توجهی نداشته‌اند، سراغ این کتاب بروند چون باوجوداین که انگیزه دهنده نیست، مطمئناً برای شما الهام‌بخش خواهد بود.»

او این حرف‌ها را در حالی میزند که روی صندلی بزرگش نشسته و آماده است تا یکی دو داستان معروف و انرژی زایش را با صدای بلند و نسبتاً خشنش تعریف کند. کتاب جدیدش آخرین علاقه‌ او است که برای نوشتنش دو سال تمام با بزرگان اقتصادی مانند کارل ایکان و پل تدر جونز مصاحبه کرده و از آن‌ها مطالبی یاد گرفته است. البته باید لیست پربار دوستانش مثل ریچارد برانسون، استیو وین و کیل باس را به آن اضافه نمود.
او از وقتی‌که بانام آنتونی ماهاوریک از گلندورا، کالیفرنیا، شناخته می‌شد راهی طولانی پیموده است، با مادری معتاد، پدر ناتنی و یک دوران کودکی که آن را «فوق‌العاده خشن» توصیف می‌کند. شرایط مناسبی برای ایجاد اعتمادبه‌نفس وجود نداشت تا بتوان دست‌کم از آن حرف زد، اما تونی جوان راهی پیدا کرد تا در خودش اطمینان ایجاد کند.
او می‌گوید: « همه‌چیز از خواندن شروع شد. هیچ الگویی نداشتم. عاشق کتاب خواندن بودم. خواندن را با مقالات امرسون، کتاب “وقتی یک مرد می‌اندیشد” جیمز آلن و کتاب “جست‌وجوی انسان برای معنا” ی ویکتور فرانکل آغاز کردم. این کتابها کاری کردند که مشکلاتم هیچ به نظر رسید. امروز بعد از گذشت این سال‌ها درباره‌اش احساساتی فکر می‌کنم. این باعث شد تا باور کنم:
الف) هر چیزی می‌تواند تغییر کند و بهتر شود؛ و اگر نتوانستید شرایط فیزیکی را تغییر دهید هنوز می‌توانید تجربه خودتان را از آن تغییر دهید.
ب) خواندن می‌تواند من را به جهان دیگری منتقل کند و در آنجا می‌توانم پاسخ‌ها را پیدا کنم.
بنابراین یک دوره تندخوانی را شروع کردم و 700 کتاب را در هفت سال خواندم. کتاب‌هایی درباره روان‌شناسی، زیست‌شناسی و هر چیزی که می‌توانست در زندگی‌ام تغییر به وجود آورد.»
دوره آموزش تندخوانی فانتوم
رابینز موفق شد تا کودکی تیره‌اش را به یک هدیه تبدیل کند و به قول خودش کودکی اش او را مجبور کرد تا درباره مردم مطالبی یاد بگیرد.
«برای عادی نگه‌داشتن شرایط به یک روانشناس تجربی تبدیل شدم. مجبور بودم بیرون بروم و با جهان ارتباط برقرار کنم؛ چون مادرم هیچ‌وقت خانه را ترک نمی‌کرد. هرروز به میوه‌فروشی می‌رفتم و خرید می‌کردم و غذا می‌پختم و از برادر و خواهرم مراقبت می‌کردم. چیز زیبایی که از این زندگی احمقانه حاصل شد این بود که درباره مردم مطالبی یاد گرفتم. عاشق مردم بودم و این راه فراری برای خارج شدن از آن وضعیت بود.»
در همان زمان‌ دایی‌اش سمیناری را به او معرفی نمود که می‌توانست کمک کند در زندگی موفق شود و شاید حتی به‌جای اینکه با آن شیوه دشوار زندگی را یاد بگیرد کمی در زمان صرفه‌جویی کند. پس نوجوان ما در سمینارِ فردی به نام جیم ران ثبت‌نام کرد. ران سخنران و نویسنده انگیزشی بسیار محبوبی بود و به رابینز کورسویی از چیزهای بزرگی که پیش رو داشت، نشان داد.
 
«با یک ماشین باجاباگ 1968 خودم را به هتل پلازای اورنج کانتیِ کالیفرنیا رساندم. به سمینار گوش دادم؛ چشمانم درشت شده بود؛ حسابی داغ‌کرده بودم. این‌قدر هیجان‌زده بودم که با این هدف بزرگ بیرون آمدم… گفتم: می‌خواهم جهان را تغییر دهم.»
اما باید از جایی شروع می‌کرد، برای همین تلاش کرد نماینده دانش آموزان دبیرستان شود.
او به خاطر می‌آورد: «به‌هیچ‌عنوان محبوب‌ترین دانش‌آموز نبودم.»
«سراغ یک برنامه واقعی رفتم. با مردمی صحبت کردم که شما هیچ‌وقت صحبت نکرده‌اید؛ نوعی مسابقه برای محبوبیت بود. یاد گرفتم که اگر محترم، واقعی و پخته باشید و اهمیت بدهید، می‌توانید در دل مردم جا پیدا کنید.»
این‌یک شروع بود. تونی انتخاب شد و شروع کرد به پروراندن رؤیاهای بزرگ‌تر، مثل گزارشگر برنامه‌های ورزشی شدن.
«موفق شدم با ال.ای. داجرز و رامز و همچنین هاوارد کاسل که در آن زمان انسان خیلی بزرگی بود، مصاحبه کنم. این کار را کاملاً با سماجت به ثمر رساندم.»
همچنان زندگی در خانه به همان سختی همیشه بود. فقط چند ماه بعد از سمینار جیم ران در شب کریسمس، مادر رابینز او را به‌زور چاقو از خانه بیرون کرد و او عهد کرد که به‌تنهایی ادامه دهد. این‌زمانی بود که رابینز دنبال کار رفت.
«از خانه بیرون رفتم و سرایدار شدم، بعد استراتژی‌ای شکل دادم تا بیندیشم چگونه می‌خواهم زندگی‌ام را بسازم. محصولاتی گرفتم که فکر می‌کردم به آن‌ها باور دارم و آن‌ها را می‌فروختم. بعد با خودم فکر کردم می‌خواهم برای جیم ران کارکنم. دوباره پیدایش کردم، برایش کارکردم و بعد از مدت کوتاهی بهترین نیرو در شرکتش شدم. منطقه ال.ای. که هدفم بود به من سپرده شد. آن‌ها به من دفتر یا تلفن ندادند و گفتند: ” پسر جان، تو برای خودت کارکن”؛ برای همین مسئول تبلیغات جیم ران شدم. یاد گرفتم که چگونه 500 نفر را برای سمینار شخص دیگری ثبت‌نام کنم.»
امروز هزاران نفر دسته‌دسته در سمینارهای تونی رابینز شرکت می‌کنند. ” تجربه‌ غوطه‌وری” چندساعته، که برای غلبه به ترس و شک درونی، برنامه‌ریزی‌شده است. ترس و شکی که اکثراً مردم را از غلبه بر مشکلات و رسیدن به کمال بازمی‌دارد. رابینز همچنین دو کتاب پرفروش و چندین نوار صوتی تدوین کرده است. او در فیلم‌های مختلفی بازی کرده، یک شوی تلویزیونی اجرا کرده و به خیلی‌ها مشاوره داده است؛ یک فهرست پرستاره.
گروه آنتونی رابینز شامل مرکز تفریحاتی فیجی؛ مشاوره سرمایه‌گذاری اکسل ادوایزر؛ مشاوران سرمایه‌گذاری استرانگهولد منیجمنمت، cloud Coaching International (که شرکتی برای بیشینه‌سازی فروش است) و شرکت‌های بسیار دیگری در سرتاسر جهان می‌باشد. سود کلی سالانه این شرکت‌ها از 6 میلیارد دلار نیز بیشتر است. موسسه آنتونی رابینز تاکنون به 24 میلیون خانواده گرسنه نیز کمک غذایی کرده است.
همچنین آنتونی شادمانی در خانه را بعد از اولین ازدواج ناموفقش بنیاد نهاد. او همسرش سیگ را که سیزده سال با او زندگی کرده است، این‌گونه توصیف می‌کند: «بهترین پدیده در زندگی‌ام.»
به‌طور خلاصه، رابینز در پیشرفت خارق‌العاده خود در مربی‌گری، یک مجموعه لغات اختصاصی در مورد رسیدن به «بالاترین عملکرد» ایجاد کرده است. برای مثال رابینز خیلی روی مانترهای احساس خوب به‌تنهایی تأکید نمی‌کند. به نظر او نکته کلیدی تغییر دادن بیوشیمی ست؛ و بعد تمرین نمودن و کار کردن.
او می‌گوید: «من با ذهن شروع نمی‌کنم. ذهن ضعیف‌ترین بخش برای آغاز است. با بدن شروع می‌کنم. اگر بیوشیمی خود را تغییر دهید، اگر این کار را روز و شب مداوم انجام دهید، به هنجار جدیدتان تبدیل می‌شود و در هنجار جدیدتان جرقه‌ها شکل می‌گیرند. حالا مغزتان می‌گوید می‌توانم ببینمش! این فقط بخشی از زندگی یا سن نیست. استیو وین 72 ساله است و مثل هر انسان دیگری بااراده و باانرژی ست. می‌توانم بیست آدم دیگر مثل این را نام ببرم»
او می‌گوید: «اولین چیزی که مردم نیاز دارند آینده‌ای فوری و دوست‌داشتنی ست، چیزی که نگاه کردن به آن به هیجانتان بیاورد. چیزی که شمارا صبح زود از خواب بیدار کند و تا دیروقت بیدار نگه دارد. وقتی ضعیف هستید انجام دادن این کار سخت است، برای همین افراد را هشت، ده یا دوازده ساعت در شرایط خاصی قرار می‌دهم، جایی که کارهایی می‌کنند که فکر می‌کنند نمی‌توانند. پریدن از هواپیما، گذر از آتش؛ و تمام این مدت مشغول تجربه کردن این دیدگاه هستند. ده سال طول می‌کشد تا از پسش برآیند. یک‌لحظه است؛ لحظه‌ای که مغزتان می‌گوید دیگر بس است! همین است؛ من استعفا می‌دهم! بگذار کاری کنیم اتفاق بیفتد! بگذار راه بیفتیم!»
رابینز معتقد است برای عملی کردن تغییر، مردم باید « سطح‌های» آگاهی‌شان را با قوی کردن انرژی‌شان و خوب بودن ازلحاظ احساسی تغییر دهند. مربی‌گری پرانرژیِ رابینز با ابزارهایی همراه می‌شود که مردم می‌توانند با استفاده از آن‌ها برای مدتی طولانی بعد از سمینار، فعال بمانند. این ترکیب، نوعی شرایط قوی ایجاد می‌کند که مردم برای آغازِ تغییر صفات و رفتارشان به آن نیاز دارند.
او این‌چنین توضیح می‌دهد: «حالتی که در آن قرار دارید توانایی‌های شمارا تعیین می‌کند. هرکسی توانایی دارد. مثل این است که من یک کامپیوتر عالی داشته باشم اما اگر آن را به برق نزنم توان خاصی نخواهد داشت. همچنین برای ایجاد تغییر به استراتژی نیاز است. بنابراین به داستانی نیاز داریم که وفادار بودن به آن می‌تواند ما را قوی‌تر کند یا حتی ما را عقب نگه دارد. برای مثال داستان ساده‌ای که می‌تواند شمارا عقب نگه دارد این‌گونه است: «من چاقم چون استخوان‌بندی درشتی دارم یا هیچ‌وقت موفق نمی‌شوم چون در کودکی با من بدرفتاری شده است.»
رابینز می‌گوید: «داستان شما تنها دلیل گیر افتادنتان نیست. مسئله باور شما به داستانتان است. یک داستان یا شمارا قوی می‌کند یا ضعیف. این آرامش‌بخش است و دلیل آرامش‌بخش بودنش این است که همه در حد مرگ از شکست می‌ترسیم.»
ترس از شکست موضوعی ست که در کارهای رابینز دیده می‌شود و اگرچه می‌گوید سهم خودش را از شکست دارد، اما این مفهومی نیست که به آن باور داشته باشد.
«شکست‌های زیادی خورده‌ام، اما به آن‌ها به این شکل نگاه نمی‌کنم، نه به این دلیل که در مرحله انکارم، بلکه به این دلیل که از آن‌ها چیزی یاد گرفته‌ام. در این صورت این شکست‌ها به پلکانی برای موفقیت تبدیل می‌شود.»
رابینز به یکی از شکست‌های اولش اشاره می‌کند، زمانی که در یک سمینار جلوی چشم همه بینندگان برای یک زنِ به‌شدت افسرده بیشتر از دو ساعت وقت گذاشته بود اما نتوانسته بود به او کمک کند و این امر برای او بسیار نادر بود. وقتی‌که توانست پیشرفت اندکی داشته باشد بیشتر حاضران سالن را ترک کرده بودند.
شکست بعدی وقتی بود که برنامه تلویزیونی Breakthrough بعد از دو قسمت متوقف شد؛ به نظر او مشکل بیشتر به بازاریابی مربوط می‌شد، اما شاید درخواست بینندگان هم برای ادامه برنامه کم بود. مسلماً شکست‌های خیلی زیاد دیگری هم وجود دارد، اما رابینز اهل افسوس خوردن نیست. تقریباً از همه‌چیز می‌توان آموخت و برای رابینز، داشتن هدف‌های بزرگ‌تر یا کمک به دیگران برای مقابله با ترسِ از شکست، کار بزرگی است.
«فکر کنم شما باید چیزی بزرگ‌تر از وجودتان داشته باشید که به دنبالش بروید. چون در غیر این صورت به ترستان اجازه می‌دهید بر شما غلبه کند. وقتی به سمت چیزی بزرگ‌تر از خودتان کشیده شوید، فداکاری می‌کنید؛ هر کاری که لازم است انجام می‌دهید چون درباره شما نیست.»
رابینز این روزها بیشتر از پولی که بتواند خرج کند و به هرکسی که دوست دارد دسترسی داشته باشد، پول دارد. اهدافش بیشتر به بنیادش مربوط می‌شود تا به پول درآوردن. بنیاد آنتونی رابینز در نظر دارد تا کیفیت زندگی را برای مردمی که اکثراً فراموش‌شده‌اند مثل جوانان، افراد گرسنه و بی‌خانمان، زندانی‌ها، سالخوردگان و معلولان افزایش دهد. سود کتاب اخیر نیز صرف رشد چالش 100 میلیون وعده‌غذای آنتونی رابینز می‌شود که از افراد و شرکت‌ها دعوت کرده تا به خیریه 50 میلیون وعده‌غذا بپیوندند.
کار خیریه دیگر، اپلیکیشن swipeOut است که ژانویه امسال عرضه شد. این  اپلیکیشن به مشتری‌ها اجازه می‌دهد تا کارت اعتباری خودشان را به سیستمی وصل کنند که تمام خریدها را به نزدیک‌ترین دلار گرد می‌کند و پول باقی‌مانده را برای پایان دادن به گرسنگی، بیماری‌های ناشی از آب و پدیده قاچاق انسان اهدا می‌کند. بنیاد بین‌المللی بکست بریج به مردم در سرتاسر جهان غذا می‌رساند و مجمع جهانی مدیران یک برنامه مدیریت پنج‌روزه است.
او می‌گوید: «آدم‌هایی وجود دارند که در یک‌لحظه، از امنیت خود برای کسانی که دوستشان دارند دست می‌کشند. ما الآن این را در خودمان داریم. چیزی مثل ماهیچه که نیاز دارد بیشتر از آن استفاده شود. من با کمک کردن به دو خانواده آغاز کردم و علت این کارم این بود که کسی به خانواده من کمک می‌کرد. بعد به چهار، هشت و بعد 16 تبدیل شد و شرکت‌هایم رشد کردند، تأثیرم افزایش یافت و آن‌قدر خوب کارکرده‌ام که می‌خواهم امسال بیشتر از تمام زندگی‌ام به آدم‌ها کمک کنم و غذا برسانم.»
باوجود موفقیتش، رابینز هنوز اکثر اوقاتِ سال را در جاده‌هاست و سمینارهایی در مراکز همایش برگزار می‌کند یا مردم را مربی‌گری می کند و برند الهام بخش فوری و کاریزماتیک خود را به هزاران نفر که گیر افتاده‌اند، ترسیده‌اند یا دلسرد شده‌اند عرضه می‌کند. از خواستن برای کاهش وزن تا شروع کردن یک کسب‌وکار جدید، از نگه‌داشتن ازدواج تا میلیونر شدن، رابینز راهی برای کمک کردن دارد و نتیجه می‌گیرد. او می‌گوید پیامش در این سال‌ها واقعاً تغییر نکرده است. شاید لازم نباشد برای اثبات خودش سخت تلاش کند و شاید می‌داند برخی چیزها بهتر از چیزهای دیگر جواب می‌دهند، اما می‌گوید، «هنوز مثل قبل انگیزه دارم فقط حالا میدانم کیستم.»
تونی رابینز اذعان می‌کند از انتشار کتاب پرفروش قبلی‌اش، غول درون را بیدار کنید در سال 1991 خیلی می‌گذرد. می‌گوید دلیل این فاصله تنفرش از نوشتن است.
«اول اینکه من کسی هستم که سرعتم خیلی بالاست. انگشتانم هیچ‌وقت نمی‌توانند به‌سرعت مغزم کار کنند. دوم اینکه وقتی حرف می‌زنم می‌توانم تأثیرش را ببینم. برای رسیدن به‌جایی که می‌خواهم برسم؛ برای دسترسی به مردم دائماً تغییر می‌کنم. درحالی‌که کتاب دائمی است و هیچ ابزاری برای بازخورد گرفتن ندارید، تنهایید و سرعت هم پایین است.»
اما وقتی دید که مردم به چه میزان تحت تأثیر بحران اقتصادی قرارگرفته‌اند همه‌چیز تغییر کرد.
او می‌گوید: «خیلی عصبانی بودم. تمام دردهای کودکی‌ام را در همه اطرافیانم می‌دیدم، از آرایشگرم تا مشتری‌های بیلیاردم.»
در این‌زمان بود که کار روی کتاب جدید خود را آغاز کرد.
«در دو سال اخیر با تمام سرعت کارکردم و به‌شدت شروع کردم به نوشتن و مصاحبه کردن. می‌خواستم کتابی قاطع بنویسم که زمین‌بازی را هم‌سطح کند و شمارا دوباره به بازی بازگرداند؛ به شما ثبات پایه‌ای اقتصادی بدهد تا اگر این گام‌ها را برداشتید نگران نباشید.»

پیشنهاد شگفت‌انگیز:                                                                                                         

با کلوپ شادی، موفقیت و ثروت فانتوم، سرعت رسیدن به اهدافتان را ۱۰برابر کنید و از  زندگی‌تان لذت ببرید.
همیشه سرعت،  انسان را شیفته و عاشق خود کرده است. وقتی بشر برای اولین بار چرخ را اختراع کرد، سعی کرد سرعت آن را بیشتر کند، برای جابجایی پیغام از اسب‌، اتومبیل، پست، پست پیشتاز، تلفن، فکس، پیامک و اینک به پی‌ام رسیده‌ایم. پس چرا برای رسیدن به اهدافمان سرعت خود را ۱۰ برابر نکنیم؟
آیا واقعاً ممکن است در ۱۲ ماه‌ آینده درآمدی برابر با ۱۲ سال گذشته داشته باشید؟ مرزهای سرعت هرروز مرتباً شکسته می‌شوند.
وقتی براداران رایت اولین پرواز خود را در سال  ۱۹۰۳ انجام دادند،‌ سرعتی برابر ۱۴ کیلومتر در ساعت داشتند. مرز ۱۶۰ کیلومتر در ساعت، در سال ۱۹۱۲ شکسته شد. تکنولوژی هوانوردی به خاطر نیاز فوری در جنگ جهانی دوم با سرعت گسترش یافت. در سال ۱۹۴۱، سرعت پرواز به بیش از ۹۶۵ کیلومتر در ساعت رسید. در ۱۹۵۶، مرز ۱۶۰۰ کیلومتر در ساعت شکسته شد. هواپیمای کنکورد سرعتی فراتر از ۳۲۰۰ کیلومتر در ساعت را به ثبت رساند.ارتش ایالات‌متحده امریکا سرعت ۱۰۰۰ کیلومتر در ۶۰ ثانیه را تا سال ۲۰۲۰ تجربه خواهد کرد. مرزهای سرعت هرروز شکسته می‌شوند.
شرکت‌کنندگان در کارگاه شادی،موفقیت و ثروت فانتوم، از مباحث و اطلاعات ارائه‌شده درزمینه  ثروت، ارتباطات، مدیریت و افزایش راندمان در زندگی شگفت‌زده شده‌اند و کارگاه شادی، موفقیت و ثروت فانتوم را بهترین کلاس زندگی‌شان می‌دانند.این فرصت را از دست ندهید.
شما در آستانه کشف برنامه‌ای دقیق برای رشد همه جنبه‌های زندگی‌تان هستید.پس هر چه زودتر شروع کنید البته اگر مصمم هستید.
کلرگاه شادی، موفقیت و ثروت فانتوم

برای دانلود این مقاله به صورت pdf روی همین متن کلیک کنید. 

 

About مطالعه شریف

مطالعه شریف بزرگ‌ترین سایت آموزش آنلاین در حوزه‌های مدیریت فردی، مهارت‌های فوق ضروری تندخوانی، تقویت حافظه، آموزش زبان انگلیسی، روش مطالعه، تمرکز… از سال ۱۳۹۰ فعالیت می‌کند و افتخار همکاری با مجموعه ارزشمند جهاد دانشگاهی صنعتی شریف، دانشگاه صنعتی شریف، نهاد کتابخانه‌های کل کشور، شهرداری تهران و صدها مجموعه دانشگاهی را در رزومه خو د دارد.

13 thoughts on “همه‌چیز درباره دنیای حیرت‌آور آنتونی رابینز

  1. vahid گفت:

    سلام
    ممنون جناب محمدی به خاطر این مقاله بسیار عالی
    می تونم بگم که این کامل ترین مطلبی بود که در مورد آنتونی رابینز به زبان فارسی وجود داره

    من خودم عاشق رابینز هستم و می تونم بگم که کتاب Unlimited Power اون به کلی زندگی منو تغییر داد و چندین بار اونو خوندم و واقعا فوق العاده ست
    خوشحالم که کسانی توی کشور خودمون هم هستند که رابینز الهام بخش اوناست

  2. هستی گفت:

    آقای محمدی مقاله جالبی بود متشکرم.
    راستی اسم کتاب جدیدش چیه؟ داخل مقاله بود و من متوجه نشدم؟
    به نظرم می شد ترجمه روانتری انجام داد.

    1. vahid گفت:

      دوست عزیز اسم این کتاب به نام MONEY Master the Game – 7 Simple Steps to Financial Freedom هست که در اواخر سال 2014 منتشر شده
      فکر نکنم هنوز ترجمه فارسی داشته باشه

  3. هستی عزیز، وحید عزیز از شما بخاطر مشارکت تون در بخش نظرات و کامنت های سایت سپاسگزاریم.

    دوستدار همیشگی شما
    تیم مطالعه شریف

    1. هستی گفت:

      متشکرم.
      راستی آقای محمدی گرامی، میشه بفرمائید ثروتی که شما از راه تندخوانی بدست آوردید چقدر است؟

  4. سرکار خانم هستی عزیز، همیشه نظرات شما در بخش کامنت ها باعث خوشحالی ما بوده است.
    با اینکه تمام کاربرای سایت مطالعه شریف، افراد خاص، با تحصیلات، خواهان پیشرفت و دوست داشتنی هستند اما به یاد داشته باشید که سایت مطالعه شریف، یک سایت شخصی مربوط به آقای سعید محمدی نیست. در واقع مجموعه ای از افراد متخصص و حرفه ای و اساتید محترم یکی از بهترین دانشگاه های کشور دور هم جمع شده اند تا در راستای رسالت خود، تغییری در نحوه آموزش ایجاد نمایند.
    لطفا از طرح سوالات غیرمرتبط اجتناب فرمایید تا بیشتر به سمت اهداف خود حرکت کنیم.

    دوستدار شما
    تیم مطالعه شریف

  5. sogand گفت:

    سایت تون فوق العاده ست مطالب تون عالیه این تلاشی که دارین برای پیشرفت کشورمون می کنین واقعا خارق العاده و خداپسندانه ست واقعا اشنایی با این سایت یه پیشرفت خیلی بزرگ هست برای من …به خاطر تمام زحمتایی که در جهت رشد ما جوونا و کلا مردم عزیز کشورمون میکشین واقعا سپاسگزارم

    1. مریم باجلان گفت:

      دوست خوبم سوگند عزیز
      ما از شما ممنون هستیم که وقت میگذارید و مطالب رو مطالعه میکنید و در نهایت انرژی مثبت خود را به ما انتقال میدهید.

      همواره پیروز باشید
      کارشناس آموزش مطالعه شریف
      مریم باجلان

  6. از صمیم قلب برایتان آرزوی موفقیت می کنم. پاینده باشید.

  7. .M.TAKER.BLACK گفت:

    سلام دارم خدمت شما .انتونی رابینز بسبار مرد توانمد وشریف ومحترمیست من که عاشقشم 18 شایدم بیشترساله باکتابهایش اشنام اسطوره علم هست هرکی نخواندکتابشو باخته باتشکر M.TAKER.BLACK

  8. .M.TAKER.BLACK گفت:

    سلام عذرخواهی میکنم بعضی ازکلمات اشتباه نوشته شد

  9. .M.TAKER.BLACK گفت:

    بازم سلام دارم خدمت دوستان ومدیر محترم واحترام واسه اقای رابینز.بسیار بسیار سخنان ایشون زیباست من که سالها ست شیفته این مرد بزرگ هستم بازم میگم عددی نیستم اماهستم بخاطر جملات دلنشین وپرازمعنای ایشان دوستون دارم زنده باشیدوسلامت.

  10. .M.TAKER.BLACK گفت:

    بازم سلام وخسته نباشید وواقعا خسته نباشید واسه سایت بسیار زیبای شما جا داره بگویم اززحمات شما صمیمانه سپاسگذارم این سایت فوق العاده جملات زیبایی داره.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *