جایگاه هوش هیجانی (هوش عاطفی)+موفقیت در زندگی
تقویت حافظه

جایگاه هوش هیجانی (هوش عاطفی)+موفقیت در زندگی

[تعداد: 1    میانگین: 5/5]

به سؤال‌های زیر دقت کنید و به جواب آن‌ها فکر کنید، زیرا پاسخ شما مشخص می‌کند که چه سطحی از هوش اجتماعی و یا هوش عاطفی در روان و رفتار شما تثبیت شده است.

آیا احساساتی که تجربه می‌کنید را به‌درستی تشخیص می‌دهید؟ آیا می‌توانید این احساسات را بدون اینکه برای شما مشکلی ایجاد کنند کنترل و هدایت کنید؟ آیا می‌توانید برای به پایان رساندن کارهای مختلف به خود انگیزه دهید؟ آیا به‌درستی متوجه احساسات دیگران می‌شوید و به‌طور مناسب و مؤثر به آن‌ها پاسخ می‌دهید؟ اگر به‌راستی به تمام یا بخش زیادی از این سؤالات پاسخ مثبت داده‌اید تقریباً تمام مهارت‌های لازم ذکرشده در نظریه‌های هوش هیجانی در شما توسعه یافته است. در این مقاله قصد داریم در مورد جایگاه هوش هیجانی در زندگی صحبت کنیم. سرفصل‌های عنوان‌شده در این مقاله عبارت‌اند از:

  • هوش هیجانی چیست؟
  • جایگاه و اهمیت هوش اجتماعی و هوش عاطفی در زندگی روزمره چیست؟
  • تفاوت میان نظریه‌های هوش هیجانی(EQ در مقابل IQ)
  • ۵ جزء سازنده، المان و دامنه‌ی مدل EQ
  • ۴ بعد هوش عاطفی یا EQ
  • ۶ ویژگی افراد با هوش اجتماعی بالا
  • تست EQ‌ استاندارد چیست؟

هوش هیجانی چیست؟

با توجه به منابع مختلف، ‌تعریف ساده‌ی هوش هیجانی یا Emotional Intelligence که از آن به‌اختصار به‌صورت EQ نام می‌برند و شامل هوش اجتماعی و هوش عاطفی نیز می‌شود، چیزی نیست جزء توانایی شما در کنترل احساسات و عواطف خود و دیگران، و همچنین استفاده از اطلاعات عاطفی برای هدایت تفکر، رفتار و اثرگذاری بر دیگران.

هوش هیجانی همان چیزی است که باعث می‌شود بتوانیم برای مثال با همکاران خود همدردی کنیم، مکالمات عمیقی با افراد مختلف در مورد روابطمان داشته باشیم و یا بتوانیم یک کودک گستاخ و حرف‌نشنو را مدیریت کنیم. هوش هیجانی این امکان را برای ما فراهم می‌آورد که با دیگران ارتباط برقرار کنیم، خود را بهتر و به شیوه‌ای سالم‌تر، اصیل‌تر و شادتر درک و فهم کنیم.

هوش هیجانی

هوش هیجانی

توانایی شما در کنترل احساسات و عواطف خود و دیگران و همچنین استفاده از اطلاعات عاطفی برای هدایت تفکر، رفتار و اثرگذاری بر دیگران هوش هیجانی نامیده می‌شود که هوش اجتماعی و هوش عاطفی را نیز شامل می‌شود.

جایگاه و اهمیت هوش اجتماعی و هوش عاطفی در زندگی روزمره چیست؟

اصطلاح هوش هیجانی که اولین بار در سال ۱۹۹۰ توسط سالووی و مه‌یر مورداستفاده قرار گرفت، همان‌طور که پیش‌تر ذکر شد به دلیل ارتباط با عواطف و شیوه‌ی مدیریت‌ آن‌ها، مهارت‌های اجتماعی و غیره تأثیر بسیاری در زندگی روزمره از خود نشان داد. این مفهوم می‌تواند از طریق به کار انداختن استاندارد‌های رفتاری و عکس‌العمل‌های عاطفی مناسب، ما را به سمت یک زندگی ارضاکننده و شاد هدایت کند، زیرا فهم درست این عکس‌العمل‌ها به‌طور مستقیم یا غیرمستقیم به باور‌های روزمره‌ی ما در زندگی مرتبط است.

برای مثال در مورد مسائل و فضاهای کاری، تحقیقات نشان داده‌اند که افرادی که هوش عاطفی و هوش اجتماعی بالاتری دارند، برای فعالیت در فضاهای تیمی، تطبیق یافتن با شرایط و مدیریت استرس، توانایی بالاتری دارند و این مسئله باعث می‌شود بتوانند اهداف مالی یا تجاری خود را راحت‌تر دنبال کنند. همچنین اکثر شاخص‌های نظریه‌های هوش هیجانی فعالیت‌هایی هستند که می‌توانند به‌صورت روزمره تمرین و تقویت شوند و برخلاف IQ یک توانایی عموماً ذاتی و بیولوژیک به شمار نمی‌آیند. بنابراین EQ بر روی جنبه‌های پویای روان افراد متمرکز است که شامل خصوصیات رفتاری می‌شود و زمانی که بر روی آن‌ها تمرین شود می‌توانند فواید زیادی نظیر شادی و سلامتی و موفقیت را در زندگی روزمره برای افراد به ارمغان بیاورد.

ارزش‌ها و فواید هوش عاطفی در زندگی شخصی و حرفه‌ای بسیار زیاد است. درواقع این ویژگی یکی از هسته‌های اصلی شایستگی در بسیاری از شرایط به‌حساب می‌آید که می‌تواند پیشرفت شما به‌سوی موفقیت‌های آکادمیک و یا حرفه‌ای را تضمین کند،‌ روابط شما را بهبود ببخشد و مهارت‌های ارتباطی شما را تقویت نماید. برخی متخصصین و محققین معتقدند که افراد با EQ بالاتر در مقایسه با افراد با EQ‌ پایین‌تر، فارغ از اینکه مقدار IQ آن‌ها چقدر است، به‌صورت کلی عملکرد بهتری در زندگی دارند. بحث‌های فراوانی در مورد لزوم آموزش مطالب تقویت‌کننده‌ی هوش عاطفی و هوش اجتماعی در مدارس شده است که بر این ایده متکی‌اند که کودکانی که ازلحاظ عاطفی باهوش‌ترند، ‌تبدیل به بزرگ‌سالان باهوش‌تری می‌شوند.

علاوه بر موارد ذکرشده، داشتن نمره‌ی بالای EQ در بسیاری از مشاغلی که به مسائل شدید عاطفی مربوط‌اند نظیر پرستاری، مددکاری اجتماعی، صنعت خدمات و نقش‌های مدیریتی، ضروری است. این نوع از هوش باعث بهبود سلامت فیزیکی و روانی افراد و تشویق آن‌ها به عملکرد بهتر در حوزه‌های مختلف نظیر آکادمی و یا تجارت می‌شود.

فواید فیزیکی به کار بستن نظریه‌های هوش هیجانی نیز جالب‌توجه است. استرس مزمن و آثار منفی آن، کنترل ناپذیری احساساتی مانند خشم،‌ افسردگی و اضطراب می‌توانند باعث بروز بیماری‌های قلبی و دیابت باشند. در مواردی این مسئله باعث کاهش مقاومت سیستم ایمنی بدن شما در مقابل ویروس‌ها و عفونت‌ها می‌شود، روند معمول بهبود زخم‌ها را دچار مشکل می‌کند و برخی شرایط مزمن نظیر آسم را تشدید می‌نماید.

جایگاه و اهمیت هوش اجتماعی و هوش عاطفی

جایگاه و اهمیت هوش اجتماعی و هوش عاطفی

تفاوت میان نظریه‌های هوش هیجانی( EQ در مقابل IQ)

نظریه‌های هوش هیجانی علی‌رغم تفاوت‌ها، تشابهات و اتصالات قوی‌ای با یکدیگر دارند. برای مثال EQ یا هوش هیجانی همان‌طور که در بالا اشاره شد بیشتر در مورد شناخت احساسات درونی‌مان، ارتباط با دیگران و برقراری مکالمات و جریان‌های احساسات میان فردی است. درحالی‌که IQ به یک هوش شناختی اشاره دارد. مردم عموماً با این نوع از هوش آشنایی بیشتری دارند و وقتی صحبت از هوش می‌شود منظور آن‌ها IQ است. شاید دلیل این امر قدیمی‌تر بودن IQ و شایع بودن تست‌های آن در مدارس و دیگر سازمان‌ها باشد. بااین‌وجود نظریه‌های هوش هیجانی در سال‌های اخیر تأکید بیشتری بر EQ داشته‌اند و سهم آن را در موفقیت و تجربه‌های روزمره بیشتر می‌دانند.

هوش هیجانی : EQ در مقابل IQ

هوش هیجانی : EQ در مقابل IQ

هوش اجتماعی :

ازلحاظ مفهومی بیشتر به هوش هیجانی نزدیک است زیرا هر دو به تشخیص موقعیت‌های اجتماعی یا عاطفی وابسته هستند و به آن‌ها می‌پردازند. بااین‌حال بین هوش عاطفی و هوش اجتماعی تفاوت‌های واضحی وجود دارد. برای مثال هوش عاطفی ارتباط بیشتری با زمان حال افراد دارد و از آن برای تشخیص و مدیریت احساسات در لحظه‌ی حال استفاده می‌شود. هوش اجتماعی از برخی مهارت‌ها و توانایی‌های فوری بهره می‌برد ولی عمدتاً متوجه آینده است. به شما اجازه می‌دهد احساسات، شخصیت‌ها و رفتارهای خود و دیگران را بفهمید تا بتوانید نتایج بهتری را در آینده از آن خود کنید.

هوش عاطفی :

نقش بسیار مهمی در فهم روانشناسان از انسان و سیستم کارکرد روانی آن داشته است. روانشناسی همواره در مورد اینکه آیا IQ تمام خصوصیات حوزه‌ی هوش را پوشش می‌دهد دچار تردید بود اما نظریه‌های هوش هیجانی متنوع هرکدام پاسخ‌های متفاوتی به این تردید داشتند و این مسئله به روانشناسان اجازه نمی‌داد تا بر روی یک مدل کلی به توافق برسند. بااین‌حال، این ایده‌ی هوش هیجانی بود که توانست این تردید را برطرف کند. در ادامه سعی می‌کنیم به زبانی ساده شیوه‌ی مدل‌سازی این هوش را شرح دهیم.

۵ جزء سازنده، المان و دامنه‌ی مدل EQ

در رابطه با فهم هوش هیجانی دو عدد را به خاطر داشته باشید: ۵ و ۴٫ به این معنی که هوش هیجانی یا هوش عاطفی دارای ۵ جزء سازنده و ۴ بعد است. ۵ جزء سازنده هوش عاطفی عبارت‌اند از:

  • خودآگاهی
  • خود مراقبتی
  • انگیزش
  • همدردی
  • مهارت‌های اجتماعی

جزء اول : خودآگاهی

خودآگاهی را می‌توان به‌صورت توانایی تشخیص و فهم احساسات خودتان تعریف کرد. خودآگاهی بنیان اصلی هوش عاطفی است زیرا تمام موارد دیگر ذکرشده به این توانایی وابسته هستند.

جزء دوم : خود مراقبتی

خود مراقبتی یک قدم جلوتر می‌رود، درواقع ما تنها زمانی از EQ بالایی برخورداریم که علاوه بر تشخیص احساسات بتوانیم آن‌ها را مدیریت، مراقبت و بیان کنیم.

جزء سوم : انگیزش

افرادی که EQ بالایی دارند عموماً انگیزه‌های درونی قوی‌تری نیز دارند. به‌عبارت‌دیگر این افراد بیشتر با استفاده از عوامل درونی تحریک می‌شوند و نیازی به انجام دادن کارها با استفاده از محرک‌های بیرونی نظیر پولدار شدن، کسب احترام یا شهرت ندارند. این افراد برای اهداف درونی و شخصی خود فعالیت می‌کنند.

هوش هیجانی : انگیزش

هوش هیجانی : انگیزش

افرادی با EQ بالا عموماً انگیزه‌های درونی قوی‌تری دارند، به عبارتی این افراد برای اهداف درونی و شخصی خود فعالیت می‌کنند و برای انجام دادن کارها به محرک‌های بیرونی نظیر ثروت، شهرت و احترام نیازی ندارند.

جزء چهارم : همدردی

همدردی اشاره به توانایی‌ای دارد که این امکان را به شما می‌دهد تا بتوانید احساسات دیگران را درک کنید و در سطحی بالاتر، خود را به‌جای آن‌ها قرار داده و بدانید در چنین شرایطی چه احساسی خواهید داشت. البته این مسئله به این معنی نیست که این احساسات را تأیید و رفتار‌های آن‌ها را توجیه کنید بلکه تنها با این هدف انجام می‌شود که بتوانید چیزها را از زاویه‌ی دید آن‌ها ببینید.

همدردی

همدردی

جزء پنجم : مهارت های اجتماعی

درنهایت نیز آخرین قطعه‌ی پازل هوش عاطفی و هیجانی، مهارت‌های اجتماعی است، این مهارت‌ها به مردم این اجاره را می‌دهد که به‌صورت اجتماعی با یکدیگر تعامل داشته باشند و به‌طور موفقیت‌آمیزی اهداف اجتماعی خود را به ثمر برسانند.

۴ بعد هوش عاطفی یا EQ

با استناد به حرف‌های Salovey و Mayer که درواقع پدران نظریه‌های هوش هیجانی هستند، ۴ بعد متفاوت یا ۴ شاخه از هوش هیجانی وجود دارند که سلسله مراتبی از مهارت‌ها و توانایی‌های عاطفی را تشکیل می‌دهند:

  • دریافت و ادراک عواطف
  • استفاده از عواطف برای آسان کردن تفکر
  • فهمیدن و درک کردن عواطف
  • مدیریت عواطف

بعد اول هوش عاطفی یعنی دریافت عواطف به آگاهی و تشخیص شرایط دیگران (چه فیزیکی و چه روانی)، بیان دقیق عواطف و نیاز‌های شخصی به‌صورت مناسب و تمایز قائل شدن میان عواطف صادقانه و دقیق از عواطف دروغین و نادقیق مربوط است. همچنین استفاده از عواطف برای آسان‌تر کردن تفکر، شامل هدایت و اولویت‌بندی ایده‌هایتان بر اساس عواطف همراه آن‌ها است. به‌عبارتی‌دیگر نیاز است که بتوانید احساساتی را که قضاوت بهتر و حافظه‌ی دقیق‌تری را در دسترس شما قرار می‌دهند تقویت کنید. این مسئله به بهبود هوش اجتماعی شما نیز کمک شایانی خواهد نمود.

بعد سوم هوش عاطفی شامل درک روابط میان عواطف مختلف، مشاهده کردن عواقب و پیامد‌های عواطف، فهم احساسات پیچیده و شرایط متناقض و فهم منتقل شدن و حرکت کردن از یک احساس به احساس دیگر می‌شود. بعد آخر نیز به این مسئله اشاره دارد که باید در مقابل احساسات مثبت و منفی گشوده باشید، عواطف خود را در نظر داشته باشید و به آن‌ها بیندیشید، یا با برخی از آن‌ها دست‌وپنجه نرم کنید و درنهایت آن‌ها را درون خود و دیگران مدیریت کنید.

۶ ویژگی افراد با هوش اجتماعی بالا

این افراد معمولاً کلمات خود را با دقت بیش‌تری انتخاب می‌کنند زیرا می‌دانند نحوه‌ی ارائه‌ی پیام در بسیاری از موارد از خود محتوای پیام مهم‌تر است. اطلاع داشتن و آگاه بودن از چشم‌اندازهای دیگران و استفاده از مثال‌هایی برای روشن‌تر کردن بحث می‌تواند بسیار به فهم مطلب و جلوگیری از بروز عواطف ناگوار در طرف مقابل مؤثر باشد.
آن‌ها می‌توانند به نظرات مختلف و متفاوت از باور‌های خودشان گوش کنند. این مسئله کمک می‌کند تا راحت‌تر با پیچیدگی‌های زندگی با افراد و نظرات متفاوت و متناقض زندگی کنند. این مسئله بسیار لازم و کمک‌کننده است که بتوانید دنیا را از دیدگاه‌های متفاوت درک کنید. البته این مسئله به این معنا نیست که باید تمام این دیدگاه‌ها را بپذیرید.

هوش اجتماعی بالا

هوش اجتماعی بالا

این افراد زمان خود را برای بحث‌وجدل با دیگران هدر نمی‌دهند زیرا معمولاً کاری بیهوده است. البته باید میان جدل کردن و مباحثه برابر برای یادگیری تفاوت قائل شد. جدل کردن زمان و انرژی عاطفی شما را به هدر می‌دهد. زمان و انرژی که می‌توانست به‌راحتی صرف به‌ دست آوردن چیزهای مفیدی برای شما شود.
افراد دارای هوش اجتماعی و هوش عاطفی بالا با هدف فهمیدن و درک کردن به حرف دیگران گوش می‌دهند و نه برای پاسخ سریع دادن. گوش دادن مهارت مهمی است که بسیاری از مردم از آن غافل و از انجام آن ناتوان‌اند.

افراد با هوش اجتماعی بالا نقدپذیر هستند و از آن فرار نمی‌کنند. درست است که مواجه‌شدن با انتقاد دشوار است اما نظریه‌های هوش‌های هیجانی نشان می‌دهد که افرادی که خود را در مقابل نقد سازنده و منصفانه قرار می‌دهند علاوه بر هوش اجتماعی بالاتر، از موقعیت‌های بهتری برای زندگی نیز برخوردارند.
قضاوت نکردن بر اساس حرف‌های دیگران یکی از اصلی‌ترین خصوصیات این افراد است. تمرین کردن این رفتار در هر شخصی می‌تواند باعث بالا رفتن توانایی‌ها و مهارت‌های اجتماعی او شود. همچنین به بهبود روابط شخصی او کمک کرده و بر روی خصوصیات فردی وی نیز بیشتر تمرکز می‌کند.

تست EQ‌ استاندارد چیست؟

تست‌ EQ استاندارد بر این اساس بنیان گذاشته‌شده است که مجموعه‌ای از مهارت‌ها وجود دارند که برای حل کردن مسائل عاطفی به کار گرفته می‌شوند. بنابراین، همان‌طور که پیشروان مطالعه و پژوهش در این زمینه گفته‌اند، ازآنجایی‌که تست EQ استاندارد از یک زمینه‌ی مهارتی توسعه‌ یافته است، پس قابلیت سنجش عینی را دارا است. یکی از بهترین نمونه‌های این تست توسط دکتر تراویس بردبری و دکتر جین گریوز تهیه شده است.

این تست EQ استاندارد شامل ۲۸ مورد است و به شیوه‌ای ساخته شده است که به رفتار مربوط به مهارت هوش عاطفی و هوش اجتماعی دست پیدا کند. با انجام دادن این تست یک نمره‌ی کلی EQ و ۴ نمره مربوط به مهارت‌های مختلف آن به شما داده می‌شود. قابلیت اعتماد این تست EQ استاندارد بین ۸۵ تا ۹۱ درصد است. این تست از قابلیت پیش‌بینی بسیار بالایی برخوردار است و نسبت به دیگر تست‌های مشابه زمان بسیار کمتری را لازم دارد.

هوش هیجانی: تست EQ‌ استاندارد

هوش هیجانی: تست EQ‌ استاندارد

یکی دیگر از نمونه‌های تست EQ استاندارد، تست مه‌یر- سالووی-کاروسو است که به‌اختصار MSCEIT نامیده می‌شود. MSCEIT شامل ۱۴۱ مقیاس است که ابعاد هوش عاطفی را مورد ارزیابی قرار می‌دهد. هرکدام از این ابعاد با استفاده از ۲ تمرین سنجیده می‌شود:

  • شاخه‌ی اول- دریافت عواطف: تمارین مربوط به چهره‌ها و تصاویر
  • شاخه‌ی دوم- آسان‌تر کردن تفکر: تمارین تسهیل سازی و هیجانات
  • شاخه‌ی سوم- فهم عواطف: تمارین ترکیبی و متغیر
  • شاخه‌ی چهارم- مدیریت عواطف: تمارین مدیریت روابط و احساسات

هرکدام از این ۸ تمرین یا توسط یک آیتم یگانه و متمایز و یا به‌وسیله‌ی مجموعه‌ای از آیتم‌ها مورد ارزیابی قرار می‌گیرند. در خلال این تمارین ۸ گانه، پاسخ‌های مطلوب و موردنظر مدام تغییر می‌کنند. این امر باعث می‌شود تست EQ استاندارد قابلیت تعمیم پیدا کردن به انواع شرایط را داشته باشد.

برای مثال تمرین مربوط به چهره‌ها از ۴ مجموعه‌ از آیتم‌ها تشکیل شده است که هرکدام به ۵ پاسخ نیاز دارند. شرکت‌کننده با مجموعه‌ای از چهره‌ها روبرو می‌شود و از او خواسته می‌شود با توجه به احساسی که در چهره‌ی موردنظر تشخیص داده است به محرک پاسخ دهد. تمرین مدیریت عواطف در تست EQ استاندارد نیز شامل ۵ مجموعه از آیتم‌ها است که به ۴ پاسخ نیاز دارند. در این تمرین از شرکت‌کننده خواسته می‌شود که نظر خود را در مورد بهترین تصمیماتی که باید توسط یک فرد در یک روایت داستانی گرفته شود را بگوید تا به خروجی عاطفی مشخصی (مانند خشم، حسادت و …) منجر شود.

در این مقاله تلاش کرده‌ایم با توضیحات کامل و ذکر موارد متنوع، ارزش و اهمیت نظریه‌های هوش هیجانی در زندگی روزمره را بیان کنیم. دوباره بر این نکته تأکید می‌کنیم که مهارت‌های EQ یا همان هوش هیجانی با تمرین کردن قابل تقویت هستند و می‌توانند تأثیر شگفت‌انگیزی بر روی تجربه‌ی شما از زندگی داشته باشند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *